سیستم های طراحی به بخشی جدایی ناپذیر از کار روزمره ما تبدیل شده اند، به طوری که رشد و بلوغ موفقیت آمیز یک سیستم طراحی می تواند یک محصول یا پروژه را ایجاد یا شکست دهد. نشانهها، مؤلفهها و سازماندهی عالی کافی نیستند - اغلب فرهنگ و سرپرستی است که یک سیستم پایدار و پذیرفته شده را ایجاد میکند. تعیین اینکه کجا زمان و توجه خود را سرمایه گذاری کنیم می تواند سخت باشد. چگونه میتوانیم سیستمهای طراحی را بسازیم و نگهداری کنیم که از تیمهای ما پشتیبانی میکند، کار ما را بهبود میبخشد و همراه با ما رشد میکند؟
گزیده: فرهنگ سیستم طراحی فرهنگ چیز خندهداری است. همه ما در مورد اهمیت آن شهود داریم - حداقل می دانیم که می خواهیم در یک فرهنگ عالی کار کنیم و از فرهنگ های سمی اجتناب کنیم. اما تعریف فرهنگ بسیار دشوار است و تغییر آن بیشتر شبیه جادو است تا واقعیت. فرهنگ یک شرکت می تواند برای برخی الهام بخش و برای برخی دیگر خسته کننده باشد، برای برخی مکان رشد و برای برخی دیگر خفه کننده است. علاوه بر این، شرکت شما نه تنها دارای یک فرهنگ کلی است، بلکه دارای خرده فرهنگ های زیادی است. به این دلیل که فرهنگ توسط هیچ فردی ایجاد نمی شود. فرهنگ چیزی است که زمانی اتفاق می افتد که یک گروه از افراد به طور مکرر در طول زمان دور هم جمع شوند. بنابراین، همانطور که یک شرکت رشد می کند، با اضافه کردن سلسله مراتب و ساختار، تیم هایی که حول اهداف، محصولات، ویژگی ها، رشته ها و غیره خاص تشکیل شده اند، همه خرده فرهنگ های خود را توسعه می دهند. احتمالاً شما یک خرده فرهنگ طراحی دارید. احتمالاً خرده فرهنگ مالکیت محصول دارید. شما احتمالاً حتی یک خرده فرهنگ در اطراف افرادی دارید که هر سه شنبه هنگام ناهار برای بافتن و گپ زدن با زوم تماس می گیرند. صدها یا بیشتر خرده فرهنگ در اکثر سازمان های با اندازه خوب وجود دارد. این پیچیده، ظریف و بسیار مهم است. هنگامی که فردی با نحوه مدیریت خود مشکل دارد، یک فرهنگ آنها را قادر می سازد تا بازخورد واقعی را به رئیس خود ارائه دهند، در حالی که فرهنگ دیگر آنها را به جستجوی شغل جدید هدایت می کند. هنگامی که یک شرکت در روزهای جمعه ناهار رایگان ارائه می دهد، یک فرهنگ برای این مزیت احساس قدردانی ایجاد می کند. یکی دیگر باعث می شود احساس کنید این ناهار رایگان با این انتظار می آید که هرگز نمی توانید کار را ترک کنید. یک فرهنگ نتایج مالی را بر تعاملات محترمانه اولویت می دهد. یک فرهنگ رقابت بین تیم ها را تشویق می کند، در حالی که فرهنگ دیگر بر همکاری با همکاران تاکید دارد. چرا فرهنگ؟ در ابتدای سال 2021، از شرکت من خواسته شد تا به یک سازمان بزرگ در برنامه ریزی، طراحی و ساخت یک سیستم طراحی در کنار حداقل محصول قابل دوام ایده محصول جدید کمک کند. این همان کاری است که ما واقعاً دوست داریم، بنابراین تیم هیجان زده بود که وارد آن شود. به عنوان نویسنده کتابی در مورد سیستم های طراحی، من چیزی جز این نمی خواهم که به شما بگویم این تعامل چقدر شگفت انگیز بوده است. در عوض، این یک مبارزه عظیم بود. علیرغم اینکه این بهترین کار برای من و تیم من روی کاغذ بود، ما مجبور شدیم تصمیم سختی بگیریم که در پایان آن سال از مشتری خود دور شویم. نه به این دلیل که نمی توانستیم کار را انجام دهیم. نه به دلیل چالش های فنی یا نگرانی های بودجه. دلیلی که ما آوردیم «ناسازگاری فرهنگی» بود. در تقریباً بیست سالی که کسب و کار خودم را اداره می کردم، هرگز این اتفاق برای من نیفتاده بود. از این گذشته، مشتریان ما به ما مراجعه نمی کنند زیرا همه چیز را مشخص کرده اند - آنها به این دلیل مراجعه می کنند که می دانند به کمک نیاز دارند. اگر نتوانستیم آنها را در یک فصل سخت راهنمایی کنیم، چرا اصلا وجود داشتیم!؟ نیازی به گفتن نیست که به نظر من خوب نبود. بنابراین، پس از دنبال کردن چند رشته بیهوده ترس که نمیتوانستیم آن را قطع کنیم، سال بعد را صرف غواصی در حفرهای از تحقیقات در مورد فرهنگ سازمانی کردم. این بخش بعدی خلاصهای از چیزهایی است که در آن سال آموختم و چگونه از آن استفاده کردهام. برای شروع، بیایید یک درک مشترک از چیستی فرهنگ پیدا کنیم. فرهنگ چیست؟ در چند دهه اخیر، در مورد فرهنگ محیط کار مطالب زیادی گفته شده است. از درک اینکه چرا اهمیت دارد و چگونه بر روشهایی که هدایت میکنیم، تا ارائه روششناسی برای تغییر آن. من ارزش فوقالعادهای در تحقیقات و نوشتههای ادگار شاین، نظریهپرداز و روانشناس تجارت یافتهام. Schein یک مدل ساده برای توضیح اینکه فرهنگ چیست ارائه می دهد و آن را به سه سطح تقسیم می کند:
مصنوعات مصنوعات بالاترین سطح مدل Schein هستند. اینها چیزهایی است که مردم هنگام گفتن «فرهنگ» به آنها فکر می کنند - مزایای قابل مشاهده ای که یک شرکت ارائه می دهد. من یک بار در جایی کار می کردم که می توانستیم برای تیم دونات بیاوریم. کار دیگری که من یک میز فوتبال تهیه کرده بودم. یک شرکت ما را تشویق کرد که هر هفته ناهار را با هم بپزیم. این جور چیزها همراه باسواگ شرکت، کانالی در Slack که در آن میتوانید درباره همتایان خود به خود ببالید، و عقبنشینی شرکت، همه «مصنوعات» فرهنگ شرکت شما هستند. ارزش ها و باورهای مورد حمایت لایه بعدی پایین "ارزش ها و باورهای مورد حمایت" نامیده می شود. این همان چیزی است که افراد درون فرهنگ می گویند به آن اعتقاد دارند. این فهرستی از ارزش ها، بیانیه مأموریت، چشم انداز است. این محتوا در وب سایت است و روی دیوارها چسبانده شده است. این چیزهایی است که شما انتظار دارید هنگام پذیرش شغل به دست آورید زیرا اینگونه است که مردم در طول فرآیند مصاحبه به تمام سوالات شما پاسخ دادند. مفروضات اساسی اساسی عمیق ترین لایه "فرض های اساسی اساسی" نامیده می شود. این چیزی است که افراد درون سازمان در واقع به آن اعتقاد دارند. این روشی است که رهبری و کارکنان رفتار می کنند، به ویژه در مواجهه با یک تصمیم دشوار این لایه ریشه فرهنگ شماست. و مهم نیست که چه چیزی (مصنوعات) را نشان می دهید، مهم نیست که چه می گویید (باورهای مورد حمایت)، چیزهایی که به آن اعتقاد دارید (فرض های اساسی) در نهایت ظاهر می شوند. از پایین شروع می شود به عنوان یک کارمند، این چیزها را از بالا به پایین تجربه خواهید کرد. در روز اول، آنچه را که در اطرافتان اتفاق میافتد مشاهده میکنید - آثار باستانی فرهنگ را میبینید. در نهایت، شما با چند نفر آشنا می شوید. همانطور که بیشتر و بیشتر با آنها گفتگو می کنید، شروع به شنیدن نحوه صحبت آنها در مورد فرهنگ - باورهای مورد حمایتشان خواهید کرد. در برخی مواقع، افراد درون فرهنگ شما با شرایط سختی مواجه خواهند شد. اینجا جایی است که لاستیک با جاده برخورد می کند و زمانی است که می آموزید مفروضات اساسی اساسی آن افراد چیست. سازمان های ناسالم فرآیندی برای آشکارسازی و ارزش گذاری آن مفروضات اساسی ندارند. سازمان های سالم می دانند که فرهنگ با مفروضات اساسی اساسی هر فرد در شرکت شروع می شود. سازمانهای ناسالم سعی در ایجاد فرهنگ با امتیازات و بیانیههای مأموریت دارند. سازمانهای سالم به دو لایه بالایی اجازه میدهند تا به طور طبیعی از لایه پایین بیرون بیایند. هنگامی که مفروضات اساسی اساسی با باورها و مصنوعات مورد حمایت مطابقت ندارند، قطع ارتباط قوی است. بیان مشکل اغلب دشوار است، اما مردم آن را احساس خواهند کرد. این شرکتی است که ارزش اصلی آن «اول خانواده» است که از شما میخواهد همیشه بدون شناخت تأثیر آن بر خانواده واقعی خود سفر کنید. در تصمیمگیریهای گرفته شده، از باور متداول برای اولویتبندی خانواده حمایت نمیشود. قدرت و ضعف همه ما ناخودآگاه این چیزها را می دانیم، و این در زبانی که هنگام صحبت درباره فرهنگ یک سازمان استفاده می کنیم، منعکس می شود. ما تمایل داریم از کلمات "قوی" و "ضعیف" برای توصیف فرهنگ استفاده کنیم. ممکن است بگویید، "آن شرکت فرهنگ قوی دارد." این بیانیه نشان می دهد که لایه ها در یک راستا قرار دارند و این بدان معناست که خود فرهنگ به عنوان راهی برای هدایت تصمیمات عمل می کند. اگر همه ما ارزشهای مشترک داشته باشیم، میتوانیم به توانایی یکدیگر برای تصمیمگیری که با آن ارزشها همسو باشد اعتماد کنیم. برعکس، سازمانی با فرهنگ ضعیف، هماهنگی بین چیزهایی که می گویند و تصمیماتی که می گیرد را از دست می دهد. این فرهنگ ها اغلب به طور مداوم سیاست ها و رویه هایی را به منظور کنترل رفتار افراد اضافه می کنند. در این سناریو، فرهنگ ضعیف است زیرا راهنمایی ارگانیک را که فرهنگ قویتر ارائه میکند ارائه نمیدهد - ناهمسویی به این معنی است که کارهایی که ما انتخاب میکنیم با چیزهایی که میگوییم متفاوت است. این بدان معنا نیست که سیاست ها و رویه ها بد هستند. با رشد شرکت ها، نیاز به مستندسازی انتظارات برای مردم وجود دارد. ماهیت فعال یک فرهنگ قوی به این معنی است که این اسناد اغلب رسمی کردن چیزی هستند که به طور ارگانیک پدیدار شده است، در حالی که یک فرهنگ ضعیف به موقعیتهای منفی واکنش نشان میدهد به این امید که از تکرار دوباره اتفاقات بد جلوگیری کند. یادداشت ویرایشگر آیا آنچه را که تاکنون خوانده اید دوست دارید؟ این فقط گزیدهای از کتاب آینده بن، سیستمهای طراحی بلوغ است، که در آن او آناتومی یک سیستم طراحی را بررسی میکند، توضیح میدهد که چگونه فرهنگ نتایج را شکل میدهد، و راهنماییهای عملی را برای چالشها در هر مرحله به اشتراک میگذارد - از ساختن v1 و رشد پذیرش سالم تا پیمایش «سالهای نوجوانی» و در نهایت اجرای یک سیستم باثبات و تأثیرگذار. فهرست مطالب
زمینه: مقدمه ای بر زمینه سیستم های طراحی، درک اینکه آنها در کجا در سازمان شما زندگی می کنند، چه چیزی آنها را تغذیه می کند، و اینکه آیا باید یکی بسازید. فرهنگ سیستم طراحی یک فرو رفتن عمیق در مورد فرهنگ چیست، چرا درک آن برای تیم های سیستم طراحی مهم است وچگونه توانایی ارائه ارزش واقعی را برای شما باز می کند. آناتومی یک سیستم طراحی: کاوش در لایه ها و قطعاتی که یک سیستم طراحی را بر اساس ارزیابی صدها سیستم طراحی در طی سالیان متمادی تشکیل می دهند. Maturity یک نمای کلی از مدل بلوغ سیستم طراحی شامل مراحل چهارگانه بلوغ، داستان های مبدا، چارچوبی برای بلوغ به روشی سالم و چارچوبی برای ایجاد ثبات سیستم طراحی. مرحله 1، نسخه ساختمانی OneA به معنای حضور در مرحله 1 بلوغ سیستم طراحی و چند مدل ذهنی برای تمرکز شما بر روی چیزهای درست در این مرحله اولیه است. مرحله 2، پذیرش در حال رشد بازگشایی مرحله 2 از مدل بلوغ سیستم طراحی و فرو رفتن عمیق در پذیرش: گسترش دیدگاه خود در مورد پذیرش، منحنی پذیرش، و نحوه ایجاد پذیرش پایدار. مرحله 3، زنده ماندن از سال های نوجوانی درک نگرانی های مربوط به مرحله 3 مدل بلوغ سیستم طراحی و چگونگی رسیدگی به چالش های ظریف تر که با این سطح از بلوغ همراه است. مرحله 4، توسعه یک برنامه سالم کاوش معنای حضور در مرحله 4 مدل بلوغ سیستم طراحی، زمانی که از نظر سایر اعضای سازمان خود به یک رهبر تأثیرگذار تبدیل شده اید.
درباره نویسنده
بن کالاهان نویسنده، محقق سیستم طراحی، مربی و سخنران است. او Redwoods، یک جامعه سیستم طراحی، و The Question، یک انجمن هفتگی برای یادگیری مشارکتی را تأسیس کرد. او به عنوان یک شریک موسس در Sparkbox، به سازمان ها کمک می کند تا فرهنگ انسان محور را در سیستم های طراحی خود تعبیه کنند. کار او پل ارتباطی بین افراد و سیستم ها است و بر رشد پایدار، همسویی تیمی و تاثیر معنادار در فناوری تاکید می کند. او معتقد است هر تعاملی فرصتی برای یادگیری است.
نظرات بازبینان "این کتاب طرحی روشن و روشنگر برای بلوغ سیستمهای طراحی در مقیاس است. برای تیمهایی که به خوبی پشتیبانی میشوند، استراتژی و وضوح مبتنی بر مثالهای واقعی را ارائه میدهد. برای تیمهای کوچکتری مانند من، به عنوان ستاره شمالی عمل میکند که به شما کمک میکند از کار دفاع کنید و راهحلهایی متناسب با بلوغ تیم خود پیدا کنید. من آن را به هر کسی که یک سیستم طراحی طراحی میکند توصیه میکنم."
"بن ارتباط بین فرآیند، همکاری و هویت را به روش هایی ایجاد می کند که هم شهودی و هم آشکار کننده باشد. بسیاری از کتاب های سیستم طراحی به راحتی از نظر تاکتیکی و فنی زندگی می کنند، اما این یکی فراتر از چگونگی و چرایی حرکت می کند - از خوانندگان دعوت می کند تا در مورد نقش های خود نه فقط به عنوان صاحبان محصول، طراحان یا مهندسان، بلکه به عنوان مباشران درک مشترک در درون کتاب راه حل های پیچیده ای فکر کنند. خود پرس و جو و همسویی را تشویق می کند و از خوانندگان می خواهد تا در نظر بگیرند که چگونه می توانند هدفمندی، همدلی و انعطاف پذیری را در سیستم هایی که لمس می کنند بیاورند.» - تارونیا وارما، مدیر طراحی محصول، تاید.
«سیستمهای طراحی بلوغ» بن کالاهان، مشکلاتی را که بسیاری از ما احساس میکنیم، بیان میکند، اما نمیتوان آن را کاملاً توضیح داد. تأثیر پنهان فرهنگ، راهاندازی و رهبری را آشکار میکند و وضوح، ابزارها و چارچوبهایی را در اختیار شما قرار میدهد تا دورهها را تصحیح کرده و کار سیستم خود را به جلو برسانید، خواه در حال پیمایش یک استارتآپ در حال رشد باشید، یا یک استارتآپ در حال رشد، Wiadix، Widcal، و نویسندگان. کتاب راهنمای عملی طراحی اجزای سیستم
از دست نده! بن از طریق سال ها مصاحبه، مربیگری و مشاوره، مدلی را برای چگونگی بلوغ سیستم های طراحی کشف کرده است. درک اینکه سیستمها چگونه به بلوغ میرسند به شما امکان میدهد یک برنامه پایدار در اطراف سیستم طراحی خود ایجاد کنید - برنامهای که جنبه انسانی و مدیریت تغییر این کار را تأیید کند، نه فقط فنی و خلاقانه. این کتاب یک منبع ارزشمند برای هر کسی که با سیستم های طراحی کار می کند خواهد بود! گسترش کلمه در خبرنامه Smashing ما ثبتنام کنید و یکی از اولین کسانی باشید که میدانند چه زمانی Maturing Design Systems برای پیشسفارش در دسترس است. ما نمی توانیم صبر کنیم تا این کتاب را با شما به اشتراک بگذاریم!