امروز، من با جیم لنزون، مدیر عامل یاهو صحبت می کنم.
خلاصه کردن داستان یاهو اساساً غیرممکن است، اما نسخه کوتاه آن این است که مدتها پیش یاهو به گوگل پول میداد تا کادر جستجو را در وبسایت خود اجرا کند، و اساساً همه چیز از آن زمان به کناری رفته است. در واقع می شنوید که جیم از آن معامله به عنوان گناه اصلی یاهو یاد می کند. پس از یک سری طولانی از ادغام ها و اسپین اوت ها و یک لحظه بسیار عجیب که بخشی از Verizon بود، یاهو بار دیگر یک شرکت مستقل و خصوصی شد. و دارای ویژگی های بزرگی در ورزش و امور مالی است، و برخلاف همه شانس ها، ایمیل، جایی که با جوانان در حال رشد است. ژنرال Z عاشق یاهو میل است، مردم. اول اینجا شنیدی
به گفته جیم، همه اینها به این معنی است که یاهو سودآور و در حال رشد است، اما من هنوز سوالات بزرگی در مورد اینکه این رشد به کجا میرود، داشتم. یاهو همچنان موتور جستجوی رتبه سوم است و به تازگی یک جستجوی جدید مبتنی بر هوش مصنوعی به نام Scout راه اندازی کرده است، اما آیا آنها واقعاً در تلاش هستند تا سهم بازار را از گوگل بگیرند؟ آیا زمانی که سازندگان و تأثیرگذاران توجه زیادی را به خود جلب می کنند، سرمایه گذاری بزرگ در تبلیغات سنتی شرط خوبی است؟ و با تبدیل شدن بسیاری از ورزش و امور مالی به قمار مستقیم، آیا جیم خطوط قرمزی دارد که با دو تا از بزرگترین برنامه های اینترنت عبور نکند؟
مشترکین همگام، فراموش نکنید که از هر کجا که پادکستهای خود را دریافت میکنید، به رمزگشای بدون آگهی دسترسی انحصاری دارید. به اینجا سر بزن مشترک نیستید؟ شما می توانید در اینجا ثبت نام کنید.
چیزهای زیادی در این مورد وجود دارد، از جمله برخی از اصطلاحات نمودار سازمانی رمزگشای وحشی و چیزی که به معنای تلاش دو نفر با سابقه طولانی در اینترنت برای یافتن ارجاعات عمیق تر به میم های قدیمی است. این یک سواری است و جیم تقریباً یک بازی بود.
جیم همچنین در زمینه فناوری تبلیغات یک آدم بزرگ بود، و ما از واژگان زیادی در مورد تصمیم او برای تعطیل کردن بخشی از تجارت تبلیغات یاهو و سرمایه گذاری در بخشی که در حال رشد است صحبت کردیم. در اینجا خلاصهای سریع است - اگر خیلی بد است به این موضوع بازگردید، قول میدهم آن را دریافت کنید، آنقدرها هم سخت نیست.
پلتفرم سمت عرضه یا SSP، فناوری است که یک اپلیکیشن، سایت یا پلتفرم میتواند برای فروش فضا به تبلیغکنندگان از آن استفاده کند. شما موجودی دارید - این موجودی است - و تبلیغکنندگان از SSP برای خرید آن موجودی استفاده میکنند. یاهو یک SSP بزرگ داشت، اما جیم چند سال پیش آن را به نفع سرمایهگذاری در پلتفرم سمت تقاضا یا DSP تعطیل کرد، که برعکس عمل میکند: یک تبلیغکننده میگوید که میخواهد به تعداد معینی از افراد دسترسی پیدا کند، و سپس پلتفرم حراجهای خودکار را در سایتها و برنامهها برای نمایش تبلیغات انجام میدهد. این همان پول کلان است - به عنوان مثال، گوگل از این طریق پول زیادی در وب به دست می آورد.
یک DSP بزرگ فقط تبلیغات را در وب یا در برنامه ها ارائه نمی کند. صحبت های جیم در مورد CTV را خواهید شنید که مخفف تلویزیون های متصل است. همه آن تبلیغات در برنامه های پخش جریانی؟ ارائه شده توسط DSP های بزرگ، از جمله یاهو، که با Netflix و Spotify کار می کند.
خوب: جیم لنزون، مدیر عامل یاهو. در اینجا ما می رویم.
این مصاحبه برای طولانی بودن و وضوح کمی ویرایش شده است.
جیم لنزون، شما مدیر عامل یاهو هستید. به Decoder خوش آمدید.
اینجا بودن عالیه
من برای صحبت با شما هیجان زده هستم. داستان شخصی من در چیزی که اکنون یاهو است که شما در آن کار می کنید پیچیده شده است. من زمانی برای AOL کار میکردم که در یک سری خرید به یاهو حمله کرد. من می دانم که شما در مورد اینکه یاهو امروز چیست و آینده وب و ارتباط آن با شبکه های بزرگتری که همه ما روی آنها کار می کنیم بسیار فکر می کنید. بنابراین من فکر می کنم چیزهای زیادی برای باز کردن در آنجا وجود دارد.
من میخواهم با تاریخچه شخصیام با یاهو شروع کنم، زیرا زمانی که متعلق به AOL بود، روزنامهنگاری فناوری را در Engadget با قیمت 12 دلار شروع کردم. این زمان بسیار عجیبی در رسانه ها بود که می توانستید انجام دهید. و همین هفته گذشته، اعلام کردید که Engadget را به چیزی به نام Static Media میفروشید. من را در تصمیم خود برای فروش Engadget در نظر بگیرید. شما فقط TechCrunch را فروختید. اینجا چه خبر است؟
واقعاً این آخرین برند غیر یاهو بود که فروخته شد. از زمانی که در سپتامبر 2021 از Verizon خارج شدیم، در فرآیند منطقی کردن نمونه کارها و آنچه در آینده منطقی است، هستیم. من مطمئن هستم که در مورد آن صحبت خواهیم کرد.
اما این به این برمی گردد که "چرا پس از این همه سال هنوز اینجا هستیم؟ حق ما چیست؟ حق ما برای برنده شدن چیست؟" و واقعاً داستان کوتاه آن به مأموریت اصلی شرکت برمیگردد: راهنمای قابل اعتماد بودن برای اینترنت. در سال 1995، این به معنای کمک به شما برای یافتن بودوب سایت ها در سال 2026، می تواند به معنای همه نوع چیزهای مختلف باشد. اما اینجاست که ما قوی هستیم. اینجاست که پس از همه چیزهایی که شرکت طی سالها پشت سر گذاشته است، ما همچنان قوی هستیم.
وقتی به اینجا رسیدیم، هنوز چیزهای زیادی در جریان بود. ما یک تجارت شبکه تحویل محتوا داشتیم. این شرکت در تمام انواع رسانه ها بسیار دور شده بود و از تاریخچه خود به عنوان یک گردآورنده و مکانی برای کمک به شما در یافتن جایی که آن رسانه را انتخاب کنید، دور شده بود. و دوباره، میتوانیم درباره آنچه در مورد آن فکر میکنیم صحبت کنیم. اما بین TechCrunch، Rivals، که فروختیم، Engadget، و بسیاری از ویژگیهای کوچک دیگر، در نهایت همچنین AOL، ما دوباره در Q4 فروختیم، بنابراین از یک طرف، موضوع تمرکز است. و از سوی دیگر، وقتی صحبت از ویژگیهایی مانند TechCrunch و Engadget میشود، اگر به این فکر میکنید که در حین انجام رسانهها چه کاری انجام میدهیم، در واقع برای محصولاتی است که در آن دستهها کار میکنیم. ما جایی نیستیم که برای اخبار فوری برویم. و به همین دلیل است که Engadget و TechCrunch خانههایی با خانوادههایی از برندهایی پیدا کردند که یا متمرکز بر فناوری یا رسانه بودند و واقعاً این نوع روزنامهنگاری را انجام میدادند، کاری که یاهو واقعاً انجام نمیدهد.
من میخواهم فقط برای یک نوبت بیشتر به آن بپردازم. من فکر میکنم «ما جایی برای اخبار فوری نیستیم»، وقتی در مورد آن در زمینه ورزش و امور مالی صحبت میکنید، این ظرفیت متفاوتی دارد.
تولید آن خبر یا کارآفرینی آن خبر، درست است؟ در مقابل جمعآوری برای سایر افرادی که این کار را انجام میدهند.
این قطعه دیگری است که من واقعاً در مورد آن کنجکاو هستم. یاهو Artifact را خریداری کرد که یک برنامه خبری واقعا عالی با هوش مصنوعی بود که توسط بنیانگذاران اینستاگرام راه اندازی شد. من در طول سال ها با مایک کریگر و کوین سیستروم در مورد آن صحبت کرده ام. یکی از دلایلی که آنها از آن تجارت خارج شدند و آن را به یاهو فروختند این بود که می گفتند: "دیگر وب کافی برای جمع آوری وجود ندارد. اخبار در وب یک چیز رو به کاهش است و در واقع همه فعالیت ها در شبکه های اجتماعی است. و به عنوان Artifact، ما به همه پلتفرم های دیگر در شبکه اجتماعی دسترسی نداشتیم."
یاهو یک تجمیع کننده است. قبلاً از شما شنیده ام که این را می گویید. این چیزی است که شما اکنون می گویید. در اینجا ارزش این است که همه چیز را با هم جمع کنیم و مخاطبی را فراهم کنیم. آیا برای انباشتن وب سایت شما تمام شده است؟ زیرا برای من این مشکل تعیین کننده لحظه ما در حال حاضر است.
ما به ویژه در مورد آن علاقه داریم. و من مطمئن هستم که ما در مورد موتور جستجوی هوش مصنوعی خود که راه اندازی کردیم صحبت خواهیم کرد، اما این بخش بزرگی از پایان نامه پشت آن نیز است. ارزش اصلی ما برای آن محصول این است که ناشران در وب باز انجام دهند.
اما من در واقع فکر می کنم که بزرگترین مشکل آنها با Artifact مخاطب بود، که چالشی است که بسیاری از مردم دارند. واقعاً سخت است، مخصوصاً در اخبار، ایجاد مخاطبی در مقیاس، چه در سال 2024 که ما Artifact را خریدیم و چه امروز. و بنابراین یک پایگاه کاربری بسیار کوچک برای یک محصول بسیار عالی بود. و آن محصول یک تجمیع کننده بود. من فکر می کنم در واقع به منابع زیادی برخورد کرد. ما با یاهو خیلی بیشتر ضربه زدیم. هزاران ناشر است.
داشتن قراردادهای مستقیم با ناشران برای تجمیع محتوای آنها با ما در واقع بخشی از تاریخچه این شرکت بوده که به بیش از دو دهه قبل بازمیگردد. ما برای آنها ترافیک ارسال می کنیم و در بسیاری از موارد درآمد را به اشتراک می گذاریم. این همیشه بخشی از تاریخچه یاهو و کارهایی است که به خوبی انجام داده است. خیلی چیزها هست که اتفاق نیفتاده، خوب پیش نرفت. اما زمانی که وارد شرکت شدیم، جایی که هنوز قوی بود، ما هنوز این کار را در دسته بندی های مهم انجام می دادیم.
مصنوع اعتراف ما به این بود که آنچه به ارث بردیم احتمالاً بهترین راه برای اینکه محصولی عالی در آن فضا بودیم نبود. ما همه طرفدار Artifact بودیم. من شخصا بودم معمولاً، وقتی چنین خریدی انجام میدهید، آنها را به بورگ، یعنی کشتی مادری میفرستید. ما برعکس عمل کردیم. ما در واقع فقط لوگوی یاهو را روی برنامه Artifact قرار دادیم و از آنجا شروع کردیم و فقط آن را پذیرفتیم.
یکی از کارهایی که یاهو به بهترین نحو انجام می دهد این است که ما بسیار بزرگ هستیم. ما مخاطبان زیادی داریم. و اگر آنها را بسازیم، می توانیم آن شلنگ آتش نشانی را روی محصولات عالی بچرخانیم. این بخشی از پایان نامه ما برای چگونگی رشد این تجارت است، که مسلماً یک چرخش بزرگ بوده است.
این خیلی زودتر از زمان شماست، اما زمانی که ما The Verge را در سال 2011 شروع کردیم، اولین قرارداد بزرگ سندیکایی ما با یاهو بود و اولین شلنگ آتش نشانی بزرگ ما yahoo.com بود.صفحه اصلی و من دور هم می نشستم تا بفهمم چه داستان هایی در آنجا قرار می گیرند. من همه این صحبت ها را داشتم. اساسا، پاسخ این است، "شما هرگز نمی دانید." پس ما تمام این تجزیه و تحلیل داده ها را انجام دادیم و متوجه شدیم که الگوریتم یاهو عاشق داستان های مربوط به ماهی است. من شوخی نمی کنم. به معنای واقعی کلمه ماهی بود.
من این را باور دارم.
و جمعه ها، چون من اهل ویسکانسین هستم، جمعه های ماهی را در The Verge خواهیم داشت و به معنای واقعی کلمه داستان های فناوری ماهی را جستجو می کردیم و تمام این ترافیک یاهو را جمع آوری می کردیم. و این احتمالاً تأثیر بیشتری بر تفکر من در مورد نحوه اداره یک دارایی رسانه ای دارد، حتی اکنون در سال 2026. مثل اینکه شما نباید این کار را انجام دهید.
همه چیز در مورد ماهی است.
درسته آره The Verge به طرز تکان دهنده ای درباره ماهی های زیر همه است. این واقعاً فقط در مورد ماهی است. [می خندد]
[می خندد] بله. آره
فکر این بود: "اگر من با این الگوریتم بازی کنم، در نهایت از بین خواهد رفت. این نمی تواند پایدار باشد. بنابراین ما باید چیزی بسازیم که با شرایط خودش پایدار باشد و تمام ترافیک الگوریتمی را در طول مسیر جمع آوری کنیم." این هنوز جهان بینی من است: ما می توانیم SEO را تعقیب کنیم، اما سئو برای مردم از بین می رود. ما میتوانیم هر روند اینستاگرامی را دنبال کنیم و از Stories به Reels برگردیم، به چرخ و فلک برگردیم، هر کاری که آدام موسری میخواهد انجام دهیم، اما این ناپایدار است.
من این سوال را در مورد جمعآوریکنندهها و فروش اتاقهای خبر به شما میپرسم، زیرا به این فکر میکنم که آیا یاهو به عنوان یک جمعآورنده مخاطب میتواند برای آن اتاقهای خبر پایدار باشد یا خیر. زیرا آنچه من می بینم این است که گوگل به عنوان منبع ترافیک در حال از بین رفتن است. توییتر یا X دیگر پیوندهایی را برای کسی ارسال نمی کنند، بنابراین به عنوان منبع ترافیک، از بین می رود. مراجعه به اتاق های خبر در حال کاهش است.
و هنگامی که شما فقط به وضعیت جهان نگاه می کنید، رسانه های فناوری در حال افول هستند. رسانه در حال افول است روزنامه ها در حال تعطیل شدن هستند در آن موقعیت به عنوان یک جمع کننده، آیا به آن پویایی فکر می کنید؟ "اگر ما پایدار نباشیم، در واقع چیزهای کافی برای جمع آوری نخواهیم داشت"؟
ببینید، یاهو در طول سالها به وضوح چیزی را از جمعآوری به دست آورده است، بنابراین نمیگویم که کاملاً از خود گذشته است. اما با بازگشت به ابتدا، نقش یاهو کمک به مردم برای یافتن وب سایت ها بود، درست است؟ و سپس برنامه ها، و سپس داستان ها در طول سال ها. اما ما در اینجا واقعاً این موضوع را جدی گرفتهایم، که وظیفه ما این است که به ارسال ترافیک به پایین دست کمک کنیم و به شما در ایجاد آن برند کمک کنیم. ما در یک نقطه هستیم منظورم این است که ما سئو داریم و قطعا در همین موقعیت هستیم. و خوشبختانه، بیش از 70 درصد از بازدیدهای ما مستقیم است. و ما آن سمت کسب و کار را ساخته ایم.
بنابراین میفهمم چه میگویید، و فکر میکنم در معرض تهدید است. من فکر می کنم که LLM ها یکی از دلایل بزرگی هستند که آنها در معرض تهدید هستند، و حالت هوش مصنوعی در گوگل بزرگترین چالش است. احتمالاً پایی در آسمان است، اما من سابقه ای در جستجو دارم و قبلاً با چیزهایی که تیم من ساخته است، این اتفاق را دیده ام.
من مشکلی ندارم اگر صنعت برخی از کارهایی را که ما با Yahoo Scout انجام دادیم کپی کند، جایی که ما بسیار هدفمند برجسته و بسیار صریح پیوند داده ایم و به عقب خم شده ایم تا سعی کنیم ترافیک بیشتری را به سمت پایین دست افرادی بفرستیم که محتوایی را ایجاد کرده اند که توسط LLM ها هضم شده است تا پاسخ هایی را که آنها با چت بات ها داده اند ایجاد کنند. جستجوی ما بیشتر شبیه جستجوی سنتی است و بیشتر پاراگراف محور است. این یک ربات چت نیست که سعی کند مانند یک شخص رفتار کند و دوست شما باشد.
علاوه بر موضوع تبلیغات که می توانیم در مورد آن نیز صحبت کنیم. آن تبلیغ کلود، آن رابط وحشتناک با ربات چت، ما این کار را نمی کنیم. اما ما صراحتاً خیلی به ناشران پیوند می دهیم. ما امیدواریم که نه تنها برای ما، بلکه برای موتورهای دیگر در آینده، این رابط کاربری بیشتر برای این موارد باشد. آن ناشران سزاوار آن هستند و اگر ناشران سالم نباشند، محتوایی برای مصرف برای دادن پاسخهای عالی نخواهیم داشت.
من واقعاً فکر میکنم اگر Google ابتدا از دروازه خارج میشد، رابط کاربری بسیار مشابهتری را به پایان میرساند. هنگامی که ChatGPT آنها را در بازار شکست داد، اما این اتفاق افتاد، آنها مجبور شدند برای جلوگیری از خونریزی افراد به ChatGPT بازی کنند. من همدلی می کنم که چرا آنها این کار را انجام دادند، اما امیدوارم اینجا جایی نباشد که صنعت به پایان برسد.
میتوانید ببینید که Google اکنون با ناشر خود در مسیر پیچیدهای قدم میزندروابط، با تعداد پیوندها در نتایج آنها، نحوه ادغام تبلیغات. در همین راستا، میتوانید ببینید که ChatGPT و OpenAI نیز در یک خط پیچیده قدم میزنند، درست است؟ آنها کاملاً تجربه تبلیغات خود را درک نکرده اند.
اما من فکر می کنم آنها تصادفی نبودند. آنها توسط محققان ساخته شده اند. و به این ترتیب، البته، اولین رابط کاربری دارای تعداد زیادی نقل قول بود. به نظر می رسید کسی در دانشگاه یک مقاله تحقیقاتی نوشته است. ما به این رابط کاربری برای آنچه که باید تصادفی به نظر برسد، پشتیبان شدیم. اما برای دادن پاسخهای عالی نباید اینطور به نظر برسد و عمل کند. من فکر می کنم ما می توانیم کارهای بیشتری برای ارسال ترافیک به پایین دست انجام دهیم، و ما سعی کرده ایم این کار را انجام دهیم. هنوز زود است، بنابراین شاید در محصولات بیشتری به پایان برسد. مطمئناً لازم است، تا تبلیغات کار کند.
فکر می کنم این سوال دیگر من در اینجا باشد. من می دانم که شما کارهای زیادی در بخش تبلیغاتی کسب و کار انجام داده اید. شما برخی از قطعات را فروخته اید، در برخی از قطعات دیگر تجدید نظر کرده اید. من می خواهم به آن بیایم. اما اجازه دهید فقط در مورد پویایی ارسال ترافیک به پایین دست بپرسم. این کاری نیست که هیچ یک از رقبای شما انجام می دهند. آنها ترافیک بیشتر و بیشتری را در باغ های دیواری خود نگه می دارند. آنها در حال ایجاد فرمت های بیشتر و بیشتری هستند. همه آنها در پیمایش ویدیو همگرا هستند. شما فقط می توانید آن را ببینید، درست است؟ همه چیز در نهایت با تکامل همگرا به خرچنگ تبدیل می شود.
شما کاملاً این کار را انجام نداده اید. چیزهایی از آن در دارایی های یاهو وجود دارد، اما شما به طور کامل این رویکرد را اتخاذ نکرده اید، "خوب، ما این باغ را دیوار می کشیم. محتوا را می خریم. آن را اینجا قرار می دهیم. همه اینها یک تجربه است و سپس می توانیم آن را هر طور که بخواهیم تغییر دهیم." به نظر می رسد شما متعهد به ارسال ترافیک به پایین دست هستید. از کجا می آید؟ آیا این فقط یک باور شخصی است؟ آیا این ایده آلیستی است؟ یا دلیل تجاری هم برای آن وجود دارد؟
من فکر می کنم در این مورد می تواند همه موارد بالا باشد. ما میتوانیم فقط در مورد آن پولیانا باشیم یا فکر کنیم که این یک تمایز یا هر چیز دیگری است. اما اول از همه، ما فکر میکنیم مردم میخواهند به سمت پایین دستی ناشران بروند. دوم، ما فکر میکنیم که واقعاً توانایی بررسی منابع یا پیگیری و دریافت اطلاعات بیشتر، یک نیاز بسیار بالای کاربر است. این هسته اصلی نیاز کاربر در جستجو است، که واقعاً جایی است که ما در حال بازی هستیم.
ما مدل زبان بزرگی نیستیم. ما جایی نخواهیم بود که شما برای کدنویسی می آیید. ما واقعاً Scout را به عنوان یک موتور پاسخ راه اندازی کرده ایم. بخشی از آن نقش سنتی یک موتور جستجو است. ما همچنین در حال راه اندازی یکپارچه در تجربه موتور جستجوی خود هستیم. بنابراین از همان ابتدا شبیه به آن است.
اما مطمئناً ارزش اصلی محصولات ما نیز هست. ما باید بازنگری های زیادی انجام می دادیم. صفحه اصلی یاهو که ما در سال 2021 به ارث بردهایم، در طول سالها به سمت یک فید خبری کلیکی بیشتر و دور شدن از پورتال شدن پیش رفته است، و من با این اتفاق همدلی زیادی دارم. ما میتوانستیم تمام راه را به تاریخ شرکت بپردازیم. من فکر میکنم که این به گناه اصلی یعنی دادن جستجو به گوگل برمیگردد، چیزی که اتفاق افتاد. این یک اشتباه است که توسط گوگل شکست خورد. یاهو حتی جستجو نکرد. آنها یک معامله شرکتی انجام دادند.
درسته پشتیبانی شده توسط گوگل.
تقریباً مانند این است که Google امروز، در هر صفحه نتایج جستجو، با یک آرم برای ChatGPT به ChatGPT پیوند داده شود و برای این امتیاز به ChatGPT پرداخت کند. این چیزی است که یاهو در ژوئن 2000 به گوگل داد. از آن نقطه به بعد، شرکتی بود که با روندهای گوگل و سپس فیس بوک مبارزه می کرد. و سپس به عنوان یک شرکت سهامی عام، انتخاب درست بسیار سخت بود. اما در طی آن زمان، از تجربه پورتال خارج شد، که من فکر میکنم بسیاری از مردم واقعاً برای آن ارزش قائل بودند - احتمالاً نه به اندازه ارزش Google. و بنابراین مه جنگی زیادی در آنجا وجود داشت.
تا زمانی که آن را برداشتیم، واقعاً این خبرنامه بود. و ما فکر می کنیم که مردم می خواهند ابزار بیشتری در صفحه اصلی ما داشته باشند. آنها می توانند به اخبار یا به ورزش یا امور مالی پایین دست بروند، اما در آن مکان، بنابراین بیشتر یک جمع کننده است.
این نیز یکی از دلایلی است که چرا ویدیوی کوتاه را می بینید، زیرا در واقع راهی معتبر برای مصرف اخبار و اطلاعات شده است. اما ما فکر می کنیم که تجمیع چیزی است که مردم واقعاً از ما می خواهند. و برای انجام این کار به خوبی، ما خودمان کسی نیستیم که همه محتوا را ایجاد کنیم. ما باید با ناشران همکاری کنیمو برای آنها ترافیک ارسال کنید.
آنها برای محتوایی که در مدلهای اصلی زبان اصلی قرار میگرفت، اجازه نخواستند. حتی امروز، همه هنوز به گوگل نیاز دارند تا به آنجا برود. شما می توانید از مردم بخواهید که خزیدن شما را متوقف کنند، می توانید یک توقف ارسال کنید و دست بردارید، اما جلوگیری از آن بسیار سخت است. اما در آن نسخه اصلی هر مدل زبان بزرگ، محتوا فقط گرفته شده بود. و بله، من فکر می کنم این اشتباه بود.
دلیل اینکه من اینقدر بر این موضوع فشار میآورم این است که، یکی، فکر میکنم شنیدن صحبتهای یک جمعکننده در مورد عرضه به این شکل شادابکننده است. خیلی اوقات اتفاق نمی افتد. و همه بزرگترین رقبای شما، یکی، همه آنها روی ویدیو متمرکز شدهاند. به هر شکلی که باشد، آنها به ویدیو اختصاص داده اند. اما اگر به بزرگترین گردآورندهها نگاه کنید، و در بیشتر موارد شبیه پلتفرمهای اجتماعی هستند، برای محتوایشان هیچ هزینهای نمیپردازند.
اینستاگرام هیچ هزینه ای به اینفلوئنسرهای اینستاگرام نمی دهد. این همه معاملات با برند بالا و پایین است. X هر چیزی را که X انجام می دهد به اشتراک می گذارد، اما آنقدر عجیب است و انگیزه ای برای چیزهای عجیب و غریبی ایجاد می کند که فکر نمی کنم برای ناشران مهم باشد. نرخ یوتیوب در حال کاهش است. اگر از افرادی که YouTube Shorts میسازند بپرسید، درآمد کافی در YouTube ندارند. پویایی گوگل، گوگل هرگز برای محتوا پول پرداخت نکرد. گناه اصلی کسب و کار انتشارات این بود که جونا پرتی باور داشت که میتواند با BuzzFeed آنقدر ویروسی شود که فیسبوک مجبور شود در یک نوع معامله با کالسکه کابلی به او پول بپردازد که هرگز محقق نشد.
همه این ناشران به نوعی به سنگ خورده اند. همه آنها به این نتیجه رسیده اند، "کاربران چیزها را به صورت رایگان برای ما می سازند." همه این شرکتها موقعیتهای متفاوتی دارند، به روشهای مختلفی با هم رقابت میکنند، اما اگر فقط به آن نگاه کنید و نگاه کنید، همه آنها اینگونه میگویند: «ما نباید هیچ هزینهای بپردازیم، زیرا کاربران ویدیوها را رایگان میسازند. ارتشی از نوجوانان وجود دارند که هر کاری که انجام میدهیم اینجا ظاهر میشوند.»
و شما می گویید، "نه، ما باید مقداری پول برای محتوای برخی از این اتاق های خبر بپردازیم زیرا تقاضای کاربران وجود دارد." این حاشیه چگونه برای شما کار می کند؟ اینجا همه از کجا پول در می آورند؟
خوب، در مورد ما، سهام rev وجود دارد. بنابراین ما چکی برای مالکیت محتوا نمی نویسیم. این واقعاً قرارداد اجتماعی ماست. و به یاد داشته باشید، جستجو همچنین یک قرارداد اجتماعی داشت، یعنی «شما به ما اجازه میدهید شما را بخزیم، سپس ما یک قطعه خواهیم داشت، و سپس برای شما ترافیک ارسال میکنیم». و در جستجو، این همان چیزی است که ما سعی داریم به آن برگردیم و صنعت را به آن برگردانیم.
برای بقیه یاهو، میتوانم بگویم تفاوت این است که در هر محصولی که نام بردید، ناشران محتوای سفارشی برای آن پلتفرم ایجاد میکنند - یک توییت، یک پست اینستاگرام، یک ویدیوی YouTube - به این امید که یا مخاطبان را در آنجا جمع کنید و/یا آنها شروع به ساختن برند برای بازگرداندن آن به دارایی خود کنند.
در مورد ما، همانطور که از روزهای ماهی میدانید، مقداری از آن محتوا را با نام تجاری خود در آنجا مصرف میکنید، و سپس شما را به پاییندست هدایت میکند. بنابراین فقط یک مدل متفاوت است. و در مدل ما، بیشتر محتوای ناشر است، در مقابل شما که محصولی را برای من ایجاد میکنید، که واقعاً همان کاری است که همه در هر جای دیگر انجام میدهند.
اجازه دهید این را برای یک نوبت دیگر به Engadget و TechCrunch برگردانم. و سپس میخواهم در مورد چگونگی ساختار یاهو و بهویژه آنچه در بخش تبلیغات انجام میدهید صحبت کنم، زیرا من در آنجا بسیار کنجکاو هستم. آیا با خروج از فضایی که اتاقهای خبر و تیمهای تحریریه را اداره میکنید، فکر میکنید که این ساختارهای هزینه برای این دنیا طولانی است؟ این نمیتواند فقط معاملات سندیکایی یاهو باشد که از تمام اتاقهای خبری جهان پشتیبانی میکند، درست است؟ باید مجموعهای از درآمدزایی دیگر، مجموعهای از درآمدهای دیگر، برخی تنوعسازی وجود داشته باشد.
شما این مشاغل را اداره می کردید. شما انتخاب کردید که خارج از آن باشید. آیا فقط به این دلیل است که فرصت تجاری برای آنها ندیده اید؟ یا فقط نمیخواستید به این مشکلات حمله کنید؟
محتوایی که ایجاد میکنید و ساختار هزینه آن باید با نوع تبلیغاتی که میکشید همخوانی داشته باشد. بنابراین اگر همه آنها برنامهریزی شده باشند، نمیتوانید پریمیوم یا پرمیوم تولید کنید. به همین دلیل، کسبوکارها در مسیر اشتباه در P&L خود قرار گرفتهاند. آنها حق بیمه کارکنان را دارند و با CPM بسیار پایین کسب درآمد می کنند. این اشتباه است که بگوییم ما در محتوا نیستیم، زیرااین فقط نوع محتوایی است که ما ایجاد می کنیم. سه رکن ما برای محصول عبارتند از: تجمیع برتر، مجموعه داده های اختصاصی، و آنچه ما لنگر برای زمینه می نامیم. بنابراین این واقعا برای زمینه محتوا است.
ما در ورزش مطالب زیادی تولید می کنیم. اکنون 60 ساعت در هفته ویدیوی اصلی را انجام می دهیم. در امور مالی هم همینطور ما در حال ساختن آن عضله بوده ایم. ما پادکست شماره یک NBA را با کوین اوکانر داریم. ما پادکست شماره یک MMA را با آریل هلوانی داریم. ما مطالب زیادی انجام می دهیم. اما محتوای خبری فوری نیست.
وقتی به اینجا رسیدم، یک خبرنگار کاخ سفید داشتیم. ما با آسوشیتدپرس رقابت میکردیم و این چیزی است که واقعاً میخواستیم از آن خارج شویم. اگر به TechCrunch فکر می کنید، همانجا در دسته توییتر نوشته شده است. مثل این بود که "برای ما اسکوپ بفرست." و آنها اخبار فوری، گاهی اوقات در مورد ما، که منصفانه است.
اما یادم می آید که در زمان تیم آرمسترانگ نیز این کار را می کردند. و این عالی است اما این نوع محتوایی نیست که ما تولید می کنیم. شمس چارانیا در ورزش و آدریان ویناروفسکی قبل از او در NBA، در آن دوره در یاهو شروع کردند. و ما فقط فکر کردیم، نگاه کنید، این اخبار قرار است منتشر شود و خیلی سریع منتشر می شود، و معمولاً اعتباری برای آن در ESPN دریافت نمی کنید. آنها همیشه در SportsCenter نمی گویند که این خبر کجا منتشر شده است. و البته، پس از آن آنها به سرقت آن بچه ها و پرداخت 10 میلیون دلار در سال به آنها پایان می دهند. بنابراین درست مانند یک بازی است که ما به این نتیجه رسیدیم که این چیزی نیست که مردم واقعاً برای آن به سراغ ما می آیند. واقعاً بیشتر این است که یک جمعکننده باشیم، و سپس میتوانیم زمینه عالی را فراهم کنیم.
در ورزش و امور مالی نیز کمی متفاوت است که نه تنها در حال تجمیع هستیم، بلکه محصولاتی داریم که بسیار مهم هستند، مانند فانتزی. ما یکی از دو پلتفرم برتر در نسخه اصلی و Fantasy and Sports هستیم. ما همه این بازی های فانتزی جدیدی را داریم که راه اندازی کرده ایم. و البته، در امور مالی، ما همچنان شماره یک برای ردیابی نمونه کارها و دریافت تحقیق و اطلاعات در مورد آن هستیم. چه برایان سوزی و تیمش در امور مالی، چه KOC و آن چیزها در ورزش، ما در حال ارائه زمینه اقداماتی هستیم که شما در آن عمودی ها انجام خواهید داد.
نگران نباش ما در یک ثانیه اینجا به تضاد ورزش و مالی خواهیم رسید.
این یک مکان عالی برای سوالات رمزگشا است. من واقعاً می خواهم این را از شما بپرسم. اکنون یک دقیقه است که مدیرعامل شده اید. یاهو انواع و اقسام پیچ و خم ها را پشت سر گذاشته است. در یک نقطه، آن را به چیزی با AOL در Verizon به نام Oath کوبیده شد، که عمیقا گیج کننده بود. شما پس از خرید شرکت آپولو گلوبال، مدیرعامل شدید. این یک شرکت سهامی خاص است. افراد بسیار کمی با خود فکر می کنند که "من باید مدیر عامل یاهو باشم" و سپس برای آن شغل مصاحبه می کنند. من را از طریق آن راهنمایی کنید. زمین چی بود؟ عرشه درست کردی؟ چگونه کار کرد؟
در واقع خیلی متفاوت بود. آنها آن را در ماه مه 2021 خریدند. در سپتامبر 2021 بسته شد. و با افراد مختلف در سراسر صنعت، افرادی که شما آنها را می شناسید، که من می شناسم، در مورد انجام کارهای سخت در یاهو و اینکه آیا آنها باید آن را بخرند صحبت کردند. من اساساً در هر مرحله از کارم با یاهو رقابت کردم. همه تیم های اجرایی را می شناختم. من در طول این سال ها با آنها روبه رو شدم. من در طول سالها در موارد خاصی با آنها همکاری خواهم کرد.
من همیشه فکر میکردم که پدربزرگ تمام چرخشها است، و بخشی از تعدادی از آنها بودهام. من به تازگی عاشق انجام آنها شده ام. و در مورد من می خواستم به سمت آتش بدوم. من خیلی فکر می کردم که اگر بتوانید آن را با قیمت مناسب تهیه کنید، انجام این کار بسیار عالی است.
پس از بسته شدن آن معامله، گفتگو بلافاصله به این موضوع تبدیل شد که آیا من علاقه مند به اجرای آن هستم یا خیر. و من قطعا بودم بنابراین هیچ زمینی به جز توصیه و ورودی من در مسیر خرید آن وجود نداشت. و سپس در آن تابستان، قبل از بسته شدن آنها، به مذاکره من منجر شد تا آن را اداره کنم. من در شرکتهای دیگری بودم که با خودمان فکر میکردیم، "اوه، ای کاش میتوانستیم تیم اجرایی خود را به آنجا ببریم و با آن داراییها با آنها رقابت کنیم. بیایید ببینیم که مسابقه المپیک چگونه پیش میرود." ما می خواستیم آن را امتحان کنیم.
تقریباً 30 سال در ساخت آن بود. من آن را در زمان بسیار متفاوتی نسبت به زمانی که آن را در سال 2010 دریافت می کردم، دریافت می کردمیا 2005 یا زمانی دیگر. اما دارایی ها همچنان بسیار قوی بودند. و بله، من بخشی از سوال شما، که PE است را نیز درک می کنم. و آیا افرادی که در موقعیت من هستند معمولاً می خواهند این کار را انجام دهند؟
من یک کارآفرین بوده ام من دو شرکت راه اندازی کرده ام. من برای غول های رسانه کار کرده ام. من انواع کارها را انجام داده ام. و دیدگاه من در این مورد این است که شما همیشه باید به کسی خدمت کنید. این هیئت مدیره شما است، بازارهای عمومی است، رئیس واقعاً سختی است، هر کسی که باشد. و من احساس میکردم که رید ریمن، شریک آپولو که این معامله را انجام داد، واقعاً مرد باهوشی بود، و واقعاً ما شرکای خوبی خواهیم بود، چه سهام خصوصی پشت آن باشد، چه VC یا هر کس دیگری.
خب، در واقع، اجازه دهید از شما در مورد قطعه PE آن بپرسم، زیرا حق با شماست که من در مورد آن بسیار کنجکاو هستم. معمولاً یک شرکت PE یک دارایی رو به زوال را می خرد تا در مسیر پایین آمدن آن را سوار کند. همه چیزهایی که تاکنون در مورد آن صحبت کرده اید رشد است، درست است؟
آیا آنها سرمایه کافی برای سرمایه گذاری مجدد در کسب و کار فراهم کرده اند یا فقط از طریق کاهش و تخصیص مجدد پول جابه جا می کنید؟
دو تا چیز میگم یکی این است که آنها در واقع سرمایه ارائه کرده اند. در واقع، من امروز صبح در جلسه ای بودم که آنها سرمایه را برای انجام کارهای بزرگی که ما در مورد آنها صحبت می کردیم، پیشنهاد کردند.
آیا وقتی شرکت سهامی خاص به شما پول می دهد، موسیقی شوم پخش می شود؟
نه. اگر رید را ملاقات میکردید، اینطور به آن فکر نمیکردید.
آیا شبیه وکیل شیطان است؟
نه. ما یک تیم معامله داریم که اصلاً اینطور نیست. و من در مورد PE دیگر نمی دانم ... من با سایر شرکت های PE کار نکرده ام.
مطمئنا
نه، آنها واقعاً همیشه می خواستند بزرگتر شوند. اگر به زمانی که من شروع کردم برگردید، هنوز قلب کووید و رونق کریپتو و استونک بود، و یک دوره رونق وجود داشت، و بعد همه چیز برای مدتی خشک شد، و سپس رونق هوش مصنوعی. ما این را پشت سر گذاشتیم و بنابراین آنچه که ما به انجام آن با این سرمایه نگاه کرده ایم متفاوت بوده است. ما در طول مسیر به جای چیزهای بزرگتر خریدن چیزهای کوچکتر را متوقف کرده ایم، اما آنها برای چیزهای بزرگتر بسیار آماده بوده اند و تلاش کرده اند که در این راه نتیجه بسیار بزرگتری داشته باشند.
ما تمایل داشته ایم که سوخت خود را بسازیم. بنابراین من به شما قول میدهم که در اینجا هیچ کاهشی وجود نداشته باشد که بهطور استراتژیک توسط تیم من تصمیمگیری نشده باشد، به آپولو نرفتم و گفتم: "هی، ما این کار را انجام میدهیم." ما دو بخش فناوری تبلیغاتی شرکت را که واقعاً زیان ده بود، تعطیل کردیم، و این تمام تلاش تیم ما برای انجام این کار بود. بنابراین، من میتوانم بگویم، ما سودآور هستیم تا بسیار سودآور، و نیازی نیست که یک دلار بیشتر از بودجهمان برای راضی کردن خدایان PE بدست آوریم. هر سال در فرآیند برنامه ریزی ما توافق می شود که چه چیزی قرار است باشد.
و مطمئناً وقتی تغییراتی را در موتور درآمد ایجاد کردیم، برای یک سال در آنجا کمی مشکل بود. این وضعیت «ایندیانا جونز جایگزین طلا شد» بود و آنها باید در این مورد با ما ایمان بیاورند. اما ما هنوز هیچ تمرین کاهش هزینه مبتنی بر PE یا هیچ چیز دیگری را انجام ندادهایم.
من نقل قولی از آپولو دیدهام که میگوید یاهو سریعترین بازگشت سرمایهای است که تا به حال داشتهاند. من می دانم که شما یک شرکت خصوصی هستید. آن بازگشت چیست؟ آیا از نظر سلامتی سودآور است؟ آیا این فقط یک دلار بیشتر از هزینه آنهاست؟
نه خیلی سودآوره و ببینید، ما درآمد را فاش نمی کنیم، اما به میلیاردها می رسد. این رقم تغییر کرده است زیرا من درآمد بد زیادی را با آن شرکتهای فناوری تبلیغاتی به دست آوردهام که در رتبههای بالایی قرار میگیرند، اما درآمدهای پایینی زیادی ندارند. AOL درآمد و سود زیادی داشت و از بین رفت.
اما درآمد آن به میلیاردها می رسد. بسیار سودآور است. یک دلار سود ندارد. برای شرکتی که واقعاً بهای این را پرداخت که برای مدت طولانی یک شرکت دولتی در حال مبارزه بود، درست در دندان برخی از رقبای بزرگی که برای خوردن ناهار آن شرکت میکردند، خوب است که در طول مسیر خصوصی باشیم، چه متعلق به PE باشیم یا نه، تا بتوانیم بسیاری از این تغییرات را ایجاد کنیم. از نظر مالی در وضعیت بسیار سالمی قرار دارد.
بیایید در مورد آن تغییرات صحبت کنیم. من در واقع قصد دارم دو سوال Decoder را به ترتیب معکوس از شما بپرسم. شما تصمیمات زیادی گرفته اید به نظر نمی رسد که شما هرگز نشسته اید و Google Docs را باز کرده اید و می گویید: "اگر یاهو را اجرا می کردم ..." و یک لیست گلوله تهیه کرده اید. اما شما تصمیمات زیادی گرفته اید،از جمله تصمیمات برای خروج از برخی مشاغل. چگونه تصمیم می گیرید؟ چارچوب شما چیست؟
با تماشای پادکست شما برای مدت طولانی، میدانستم که این سؤال در راه است، و نمیخواستم پاسخی مزخرف به آن بدهم. چون برخی را شنیدهام و به نظر میرسد که میخواهند فصلی برای پیتر دراکر یا چیزی بنویسند. من فقط قصد ندارم این کار را انجام دهم.
من مدیر عامل اشتباهی برای یک شرکت نرم افزاری سازمانی هستم. من مدیر عامل اشتباهی برای یک شرکت مواد غذایی هستم. اما من در تمام دوران حرفه ای خود اینترنت مصرفی انجام داده ام. من آنها را شروع کردهام، بزرگها را تصاحب کردهام، هر آنچه را که در این صنعت میتوانید ببینید دیدهام. و تصمیم گیری بسیار آسان است. من فکر می کنم به دست آوردن اطلاعات برای آن سخت تر است. فکر میکنم تیمم به شما میگویند که من در تصمیمگیری خیلی سریع هستم. ترجیح میدهم خودشان این کار را انجام دهند، و ما میتوانیم در مورد ساختار سازمان و چرایی آن صحبت کنیم. من خودم سردبیر اتفاقات اینجا هستم.
چارچوب قطعاً از دریچه مأموریت ما است. من مجموعه ای از مقادیر انرون را روی دیوار ندارم، مانند یکپارچگی، که هیچ معنایی ندارد. ما هم در این مورد نظر داریم. بنابراین واقعاً اینطور نیست. اما واقعاً از دریچه این موضوع است که چرا اینجا هستیم، چه کاری میخواهیم انجام دهیم، برنامه ما برای سال چیست.
شغل من در پایان روز رشد است. شما می توانید آن را هر طور که می خواهید بپوشید. کار من همین است. من فکر می کنم این وظیفه هر مدیر عاملی است، حتی اگر یک شرکت سری A باشید.
و بنابراین این لنز برای کاری که میخواهیم انجام دهیم بسیار آسان است. ما می دانیم که چه کسی هستیم و باید چه باشیم. و ما می دانیم که ستون فقرات کتاب چیست و هرچه به جلو می رویم صفحاتی که شروع به بیرون آمدن از آن می کنند. دو سال اولی که اینجا بودم، دوران تحول بود. این نه تنها ما را از Covid و همه اینها عبور داد و از Verizon استخراج کرد، ما در واقع باید از این شرکت حمایت می کردیم. ما همان یاهو نیستیم. این یک شرکت جدید است – که جری یانگ [موسس اصلی یاهو] در آن سرمایه گذاری کرد، او یکی از سرمایه گذاران ما بود – که نام یاهو را دوباره روی آن قرار دادیم.
همه تغییراتی که در دو سال اول اتفاق افتاد، شما را به نقطهای رساند که میتوانید این حق را کسب کنید که دوباره بهبود محصولات را شروع کنید. چون در نهایت، ما یک شرکت تولیدی هستیم و این چیزها باید به درد نمی خورد، چه برسد به اینکه خوب شود.
و اکنون، ما در مرحله سوم هستیم، که شروع به زدن ضربات به سمت دروازه است. و بنابراین تصمیمات همیشه با گذر از آن مراحل متفاوت خواهند بود.
این سوال دیگر است. شما در مورد تجدید ساختار شرکت، خلاص شدن از شر قطعاتی که دیگر به آن نیاز نداشتید، صحبت کرده اید. ساختار یاهو امروز چگونه است و چگونه به تصمیماتی رسیدید که شما را به آن ساختار رساند؟
این یک ساختار کنگلومرا یا پورتفولیو است. من به طور تصادفی سال ها پیش در یک شرکت دیگر وارد ساختار شدم. این در واقع چهارمین شرکتی است که من بخشی از آن بوده ام، با شروع IAC، که Ask Jeeves را در همان روز خرید.
تو پوست کلفتی داری دوست من
در آن صورت 60 شرکت بودند که با تملک گرد هم آمده بودند که اکثر آنها هیچ ربطی به هم نداشتند. و آنها دورهای را پشت سر گذاشتند که تلاش میکردند آن را به یک شرکت عملیاتی با پشتوانه مشترک با جک ولش به عنوان مشاور تبدیل کنند. این فقط کار نمی کرد زیرا Ticketmaster هیچ ربطی به Ask نداشت و جستجو ربطی به LendingTree یا تجارت کاتالوگ نداشت. فقط بخشهای مختلف IAC وجود داشت که شبیه هم نبودند.
اما در روزهای سی بی اس من، همه برندها شرکت های اینترنتی مصرف کننده بودند. در ابتدا، از آنجا که من همیشه یک رهبر یا بنیانگذار محصول بودم، من یک خوک در حال فروپاشی بودم. من میگفتم: "اوه، عالی است. همه این 25 برند، از جمله Fantasy، به من گزارش میدهند. من بازی Fantasy را در SportsLine شروع کردم، و خوب، اکنون میتوانم آن را اجرا کنم."
و در عرض یک سال، تازه مشخص شد که همه چیز را نگه داشتم. من نمی توانستم 25 گزارش مستقیم داشته باشم. من آنها را در گروههایی سازماندهی کردم که مشابه بودند و مدیران کل مسئول هر کسب و کار بودند. آن ساختار عالی کار کرد. ما به آن ایالت و فدرال می گوییم، که فرمانداران هر ایالتی وجود دارند که اقتصاد خاص خود را دارند، معمولاً مکان خود، فرهنگ خاص خود را دارند، و این خوب بود. و در سطح فدرال، هیچ دلیلی برای داشتن دو IRS یا دو FEMA وجود ندارد.در زمینه مالی و حقوقی و منابع انسانی و برخی موارد دیگر.
فقط میتونم بهت بگم داری منو میکشی آیا میدانید که تیم آرمسترانگ در AOL چه بود که اساساً الهام بخش ما شد تا همه را ترک کنیم و The Verge را شروع کنیم؟
نه!
شهرها و قصبه ها بود. او یک تابلوی بزرگ روی Engadget نصب کرد که روی آن نوشته شده بود: «تکنولوژی شهر». و من میگفتم: "باید بیرون بروم. من نمیتوانم در شهر فناوری زندگی کنم، رفیق. باید وثیقه بگذارم." اما استعاره را می فهمم.
این هم خنده دار است، زیرا شما همه اینها را می گویید، و این ساختاری است که ما اینجا داشتیم. من این سازمان بزرگ ماتریسی را به ارث بردم که در آن هیچ کس مالک چیزی نبود. در همه چیز یک سر محتوا وجود داشت. یک سر محصول در همه چیز وجود داشت. و چیزی که در آنجا از دست می دهید این است که کارشناسانی ندارید که متمرکز باشند، که آنها را به عنوان مدیر عامل کسب و کار خود استخدام کنید و آنها این را می خواهند. هر یک از مدیران کل من دارای سابقه کارآفرینی و معمولاً سابقه محصول است. و بعد می خواهند فرار کنند. شما باید به آنها اجازه دهید اجرا شوند و با داشتن تیمهای مهندسی، تیمهای طراحی، تیمهای محتوایی خودشان، در لبهها کمی ناکارآمد باشند.
و سپس ما افرادی را در زمینه فروش و بازاریابی و روابط عمومی به آنها اختصاص می دهیم که در آن زمینه متخصص هستند، اما به یک شخص مرکزی مراجعه می کنند. و بنابراین آن مدل به طرز شگفت انگیزی خوب کار کرد، زیرا می توانید کارایی واقعی را در مرکز و تخصص را در مرکز به دست آورید. من فکر نمی کنم که کارایی نام بازی در اینجا باشد. این تعالی و رشد است. بنابراین شما افراد بزرگی را برای انجام این کارها استخدام می کنید، و سپس من سردبیر در مرکز همه آنها هستم.
و ما در همه برندها میهن پرستی داریم. در یاهو، جایی که ما یک برند مرکزی داریم، بسیار آسانتر است. اما این ساختار است.
با این حال آنچه من نیز خواهم گفت این است که ساختار همه چیز نیست. و در این شرکتهای بزرگ، شما میتوانید این ماتریس بزرگ بورگ یا مدل GM باشید که ما اجرا میکنیم. همیشه به مردم می رسد. من صادقانه فکر می کنم که در جایی که شما مشکلات را می بینید، این فقط ساختار نیست، فقط فرهنگی نیست که شما به ارث برده اید، در واقع مردم و آنچه در آن مهارت دارند هستند. اگر متخصصان دامنه واقعی را که EQ بالایی دارند و هم تیمی های خوبی برای یکدیگر هستند استخدام نکنید، به هر حال با مشکل مواجه خواهید شد، یا افرادی که نمی دانند کدام راه را اجرا کنند.
مردم ما فقط عالی هستند. این در آخرین شرکت صادق بود، و به همین دلیل است که ما موفق شدیم چرخش را انجام دهیم، و سپس به نقطهای رسیدیم که بتوانیم محصولات جدیدی را عرضه کنیم که واقعاً پیشگام بودند. در آن مورد، CBS All Access بود که به Paramount Plus تبدیل شد. چه کسی فکر می کرد یاهو یک موتور جستجوی هوش مصنوعی راه اندازی می کند؟ و ما چند شرط دیگر داریم که در حال انجام آن هستیم. مردم همان چیزی هستند که در پایان روز به آن می رسند.
می دانم که شما سه بخش دارید: اخبار، ورزش و مالی. در مورد نحوه عملکرد آنها با هم بگویید. آیا هر سه آنها میتوانند هر کاری را که میخواهند انجام دهند، و در بالا، شما میگویید: "در واقع، ما به یک موتور جستجوی هوش مصنوعی نیاز داریم که این موارد را بررسی کند." یا نقشه راه محصول هماهنگی دارند؟ چگونه کار می کند؟
باور کنید یا نه، این تقسیم بندی نیست.
اینها هم تقسیم بندی هستند. بنابراین ما در هر یک از آنها GM داریم. برخی به مت سانچز، مدیر ارشد اجرایی ما مراجعه می کنند. بنابراین او کسبوکار خانگی، کسبوکار جستجو، ایمیل، که از بسیاری جهات، مهمترین کسبوکار تاریخی ما است، و DSP ما، و همچنین درآمدزایی که در آن انجام میشود، تا Matt بارگیری میشود. رایان اسپون چیزی را که ما به آن گروه رسانه ای یاهو می گوییم اجرا می کند. و امروز، ورزش، امور مالی. و سپس من علناً صحبت کردم که پایه سومی هم وجود دارد، که این است که ما قطعاً حق داریم به صورت غیرداستانی در سراسر نقاط عمودی که در آن قوی هستیم به عمق ویدیو برویم. News Today وارد مشاغل خانگی می شود فقط به این دلیل که آنها بسیار در هم تنیده بودند. اما از نظر تئوری، این می تواند یکی یا دیگری باشد.
و دوباره، هر یک از آن کسبوکارها یک GM دارند که واقعاً طرح کسبوکار، P&L، منابع لازم برای اداره تجارت خود را دارد. و سپس در نوار کناری آن، ما یک مدیر مالی یا مدیر ارشد درآمد با تیم فروش و غیره خواهیم داشت. بنابراین ساختار آن اینگونه است.
اگر بخواهید به صورت داخلی صحبت کنید، در واقع هماهنگی باورنکردنی بین آن مشاغل وجود دارد. بله، آنها گاهی اوقات بر سر ترافیک صفحه اصلی یا چیزی که مربوط به سیستم مدیریت محتوا یا کسب درآمد است، دعوا می کنند.اما در بیشتر موارد، من واقعاً فکر میکنم که شما در مورد نحوه عملکرد ما با هم احساسات کاملاً یکپارچه خواهید داشت.
فکر می کنم همه آنها از یک کتاب نمایش آواز بخوانند. وقتی مردم با ما مصاحبه می کنند، همیشه در مورد اینکه چگونه همه از یک کتاب بازی صحبت می کنند، نظر می دهند. ما در واقع ساختار کار بسیار خوبی با هم داریم.
در مورد بخش کسب درآمد با من صحبت کنید. و من می خواهم به نحوه سرمایه گذاری شما در پلتفرم سمت تقاضا برای تبلیغات بپردازم. اگر به اخبار و ورزش نگاه میکنم، میگویم: "خب، ما الان فقط میخواهیم قمار کنیم. این پول است." این زمانی است که می گویم مالی و ورزش با هم برخورد می کنند، درست است؟ به نظر می رسد این احساس که همه ما فقط قمار می کنیم همه چیز را در آنجا آلوده می کند. شما با Polymarket و دیگران معامله دارید.
اما پس از آن شما این سرمایه گذاری بزرگ را فقط در چیزی شبیه به تبلیغات نمایشی سنتی خواهید داشت، که سرمایه گذاری دیگری نیست که دیگران در مقیاس آن انجام دهند. چرا هنوز اینقدر در آنجا سرمایه گذاری می کنید؟ آیا این در حال رشد است؟ آیا فقط سرویس را نگه می دارید؟ و سپس چگونه فکر می کنید، خوب، ما باید فقط کازینو انجام دهیم؟
نمیخواهم در پاسخ به این سؤال طولانی بمانم.
برو جلو. راحت باش.
کل شرکتی که ما به ارث بردیم از طریق این گروه که یک هیولای سه سر از تبلیغات بومی، یک پلتفرم سمت عرضه و یک پلت فرم سمت تقاضا بود، درآمد کسب کرد. شما باید هر سه را خریداری میکردید و کسبوکارهای مصرفکننده یاهو فقط باید از آن گروه درآمد کسب میکردند. اگر به SSP فکر میکنید، آن یاهو SSP بود، ما نمیتوانستیم بیرون برویم و در حراجی از Trade Desk و Google و سایرین بازی کنیم. بنابراین این بخشی از تصمیم آنجا بود. ما پول زیادی را روی میز در املاک مصرفی خودمان گذاشتیم.
کسب و کار تبلیغات بومی با گذشت زمان رو به کاهش بود و چیزی که منابع زیادی را اشغال می کرد. این شامل گسترش همکاری مایکروسافت در تبلیغات جستجو میشود که راه دیگری برای کسب درآمد است. ما همه این کارها را انجام دادیم. بنابراین مایکروسافت را توسعه دادیم. کسب و کار بومی را تعطیل کردیم. و 25 درصد تابولا را گرفتیم و به آنها برون سپاری کردیم، چون پول زیادی بود. ما SSP را خاموش کردیم. افرادی بودند که میخواستند آن را بخرند، اما ما باید با آنها رفتار ترجیحی میدادیم و میخواستیم بتوانیم در تمام صفحات خود در زمین بازی کنیم.
اما DSP در آن سرمایه گذاری چندانی نداشت، اما جواهر تاج بود. جایی بود که فکر می کردیم حق برنده شدن داریم. اکثریت قریب به اتفاق برداشت ها از طریق مرکز کنترل DSP یاهو نیستند. کمتر از 10 درصد است. و شما می توانید هر چیزی را از آنجا دریافت کنید. CTV، Netflix در آنجا است، Spotify در آنجا است.
وجه تمایز آن چیزی است که برای کل شرکت متمایز است. وقتی شرکت را به ارث بردیم، مثل این بود که نفت زیر آن کشف کردیم، که این معدن طلای داده های داده های شخص اول به دلیل این روابط مستقیم بود. 75 درصد از DAU های ما وارد شده اند، بنابراین ما واقعاً کاربران خود را می شناسیم. و شما آن اطلاعات را خوشهبندی میکنید و یا در یاهو مناسب هدف قرار میدهید یا وقتی از طریق DSP خرید میکنید، آنها را به آنها منتقل میکنید. ما در تبدیل و نتایج باورنکردنی هستیم.
واقعاً به همین دلیل است که من فکر می کنم یاهو هنوز یک دارایی بسیار نادیده گرفته شده است و برای همه خواهد بود. ما از هر 10 تست رودررو در 9 مورد از افراد در سمت DSP برنده شدیم. و باز هم، من فکر میکنم از طرف یاهو، حتی بزرگتر است.
بنابراین بله، ما در حال فروش تبلیغات ممتاز برای جنون مارس و جام جهانی در ورزش هستیم. بله، ما در حال انجام شراکت با Polymarket و دیگران هستیم. BetMGM از لحاظ تاریخی شریک قمار در هفت سال گذشته بوده است. این معامله ای بود که ورایزون انجام داد و بالاخره در پایان این ماه انجام شد. Polymarket فقط برای پر کردن فضای خالی بازارهایی بود که ما آن معامله را نداشتیم، بنابراین خواهیم دید که مشارکت ها در آینده چگونه به نظر می رسند.
بخش اعظم درآمد ما از طریق تبلیغات بسیار هدفمند، اشتراکها، و سپس از طریق قیف به جستجو، که باید جداگانه در مورد آن صحبت کنیم، از طریق داراییهای ممتاز ما است.
میخوام بیام سرچ کنم من فقط میخواهم قسمت تقاضای پازل را باز کنم، درست است؟ اینجا جایی است که تبلیغکنندگان برای خرید تبلیغات وارد سیستم میشوند و سپس میتوانید به یک سری موارد مراجعه کنید، چه تبلیغات نمایشی در یاهو و سپس میگویید حتی میتوانید به نتفلیکس هم دسترسی پیدا کنید. من فکر می کنم شما با نتفلیکس قراردادی دارید تا به آنها کمک کنید تا موجودی خود را بفروشند، زیرا آنها به سرعت در مقابل این تجارت ایستادند. من هستمبه طور قانونی در مورد فرمت هایی که می بینید در آنجا رشد می کنند کنجکاو هستید، درست است؟ نمایشگر است؟ مانند هر جای دیگر، بنرها و باکس ها رو به افول هستند و همه پول به سمت معاملات برندهای تاثیرگذار می رود. من همیشه شرکتهای مصرفکننده یا فناوری را در نمایش میگذارم.
مدیرعامل SharkNinja در این نمایشگاه حضور داشت و میگوید: «من کسبوکارم را با اینفلوئنسرها ساختم. و ما این مجموعه دادههای عظیم از تجزیه و تحلیل احساسات را از اینفلوئنسرهایی که با آنها کار میکنیم، داشتیم تا بفهمیم در آینده چه مخلوطکنی باید بسازیم.» و این یک تجارت دیوانه کننده است که فقط به دلیل اینفلوئنسر مارکتینگ وجود دارد.
اگر به برنامه گوش می دهید، فکر می کنید که این آینده است. و در اینجا شما می گویید طلای زیر یاهو، روغن زیر یاهو، این مجموعه داده است که به ما اجازه می دهد تا پلتفرم های دیگر را هدف قرار دهیم. اما آیا هدف قرار دادن یاهو به اندازه فروش CTV یا Netflix ارزشمند است؟ زیرا این خطر در کل این رویکرد احساس می شود.
ببینید، برای هر تبلیغ کننده ای متفاوت خواهد بود. من در بخش جریان کار کردهام و در آن کسبوکار تبلیغاتی داشتهام، و شما CPM های ممتازی را برای تبلیغات برند دریافت خواهید کرد. شما سعی نمی کنید مردم را برای یک نتیجه به پایین دست بکشید.
خریداران DSP معمولاً نتیجه محور هستند. قطعا خریداران مناسب یاهو تا حد زیادی نتیجه محور هستند. ما تصاحب برندهای بزرگی خواهیم داشت. ما دیروز یکی را برای جام جهانی فروختیم. ما عمیقاً به فوتبال، ورزشهای موتوری و برخی دیگر از عرصههای عمودی وارد شدهایم. اما در بیشتر موارد، مبتنی بر عملکرد است. ما باید سه مکان برتر برای تبلیغات با عملکرد بالا باشیم. و همیشه همان خریدار نیست.
بنابراین من یک مثال می زنم فقط به این دلیل که می دانم او با آن مشکلی ندارد. شخصی که قبلاً برای من کار می کرد SurveyMonkey را اجرا می کند و آنها از طریق DSP ما خرید می کردند. او نزد من آمد و گفت: "Yahoo proper با اختلاف بهترین قسمت این است. آیا می توانیم مستقیماً از شما خرید کنیم؟" من آنها را معرفی کردم و آنها برای خرید مستقیم از طریق یاهو معامله کردند.
بنابراین مطمئناً یک قالب تبلیغات متفاوت است. و دوباره، حتی تبلیغات بومی نیز می تواند کارایی داشته باشد. قرار است با درصد متفاوتی اجرا شود. اما من فکر می کنم که اینترنت بسیار گسترده تر و وسیع تر از آن چیزی است که مردم بدانند.
ما بعد از 30 سال در حال رشد یاهو هستیم. بسیار باورنکردنی است که با تمام گذراندن آن و آنچه ممکن است در مورد آن تصور کنید، 50 درصد از کاربران یاهو میل ژنرال Z یا هزاره هستند. هیچ کس این را فرض نمی کند. و در حال رشد است و یکی از بهترین سالهای خود را تا کنون داشته است.
اما اندازه و مقیاس بسیار نادر است. البته، سطح برای آن بیشتر تبلیغات ویدیویی ممتاز نیست. قرار است نمایش داده شود. و این جای خود را در اکوسیستم دارد. این داغ ترین چیز در حال حاضر نیست، اما تبدیل می شود و جایی دارد.
من این سؤالها را میپرسم، زیرا شنیدن اینکه مردم میگویند اصول اولیه هنوز چیزی برای گفتن دارند، باعث شادابی میشود.
بله، آنها انجام می دهند. آنها انجام می دهند.
ما ترافیک را برای ناشران اخبار ارسال می کنیم و تبلیغات نمایشی انجام می دهیم.
نه، ما باید آنجا را جستجو کنیم، رفیق. جستجو برای سوار شدن باید همراه باشد.
بنابراین اجازه دهید از شما در مورد جستجو بپرسم. شما به دوست و همکارم دیوید پیرس گفتید که با افتخار در جستجوی شماره سه هستید. یکی از معروفترین رمزگشاها در تمام دوران، ساتیا نادلا در راهاندازی Bing با ChatGPT است که گفت: "من میخواهم گوگل را به رقص درآورم. هر نقطه از سهم بازار که میتوانم از گوگل بگیرم میلیاردها دلار برای سود ماست."
و سپس ساندار [پیچای، مدیر عامل گوگل]، که شخصیت بسیار متفاوتی دارد، روی Decoder آمد و گفت: "موفق باشید." اساساً، به روش ساندار خود، میخواست بگوید که از تو بلند شو، اما «من اصلاً به آن واکنش نشان نمیدهم». و شما می توانید ببینید که چگونه انجام شد. فکر نمیکنم مایکروسافت امتیازهای اشتراکگذاری را از گوگل گرفته باشد. شاید ChatGPT داشته باشد، اما آنها درآمدزایی ندارند، درست است؟ آنها با عصبانیت افرادی را از متا استخدام می کنند تا دریابند که چگونه می توانند از این رفتار جستجوی جدیدی که ایجاد کرده اند درآمد کسب کنند، در حالی که گوگل به تازگی آن را در سراسر محصولاتشان عرضه می کند.
شما شماره سه هستید شما آنجا نشسته اید شما این رقص را تماشا می کنید شما در حال گسترش جستجوی هوش مصنوعی هستید. آیا میتوانید سهم Google را حذف کنید و میتوانید به روشی که واقعاً منطقی است از آن درآمد کسب کنید؟
خوب، این استجالب است که به بینگ اشاره کردید. به یاد دارم که راه اندازی بینگ در کنفرانس D بود. این احتمالاً قبل از اینکه بفهمم توییتر چگونه کار میکند است، و وقتی Bing را اعلام کردند، توییتهای بدی را منتشر کردم، که اساساً یک کپی از Ask.com است، چیزی که ما قبلاً ساخته بودیم. و دن فرومر آن را گرفت و به یک مقاله تبدیل کرد و من چنین گفتم: "نه، نه، نه."
عالی
من مثل "حذف" بودم.
قصدم این نبود که بیرون بروم. بنابراین من جنگ های جستجو را پشت سر گذاشته ام. . من هرگز در موقعیتی بدتر از جایی که نام تجاری Ask Jeeves در سالهای 2001 و 2002 بود قرار نخواهم داشت. و ما سهم بازار را در جستجو افزایش دادیم. روشی که ما این کار را انجام دادیم این بود که در آن زمان با یک محصول کاملاً ضعیف، مخاطبان بسیار زیادی داشتیم. محصول اصلی در 85 درصد مواقع نمایش داده میشود و تنها در 25 درصد مواقع روی آن کلیک میشود، زیرا یک [پردازنده زبان طبیعی] با کد دستی بود. واقعاً آن طور که NLP امروز کار می کند، عمل نکرد.
از طریق یک سری چیزها - بهبود جستجو و راهاندازی چیزی که به OneBox در Google تبدیل شد و انجام همه آنها - چیزی که ما دریافتیم این است که اگر کسی 1.5 جستجو در ماه در Ask انجام میدهد، اگر ما این موارد را راهاندازی کنیم، برای شروع فقط سه جستجو در ماه در Ask انجام میدهد. این حجم جستجوی ما را دو برابر می کرد. و تبلیغات جستجو از نظر اینکه چه کاری برای درآمد انجام می دهد خطی بود. بنابراین به این ترتیب ما به سوددهی رسیدیم و آن شرکت را از آستانه فروش به IAC رشد دادیم.
برخی از موارد مشابه در اینجا اعمال می شود. هیچ کس انتخاب نمی کند، شما تعجب نخواهید کرد، یاهو از گوگل یا جای دیگری برای جستجو. روشی که ما حجم جستجوی خود را بدست می آوریم به این دلیل است که ما در هر زمان 250 میلیون کاربر آمریکایی و 700 میلیون کاربر جهانی در شبکه یاهو داریم. یک کادر جستجو در آنجا وجود دارد. و به ندرت از آن استفاده می کنند.
این جستجو در معرض خطر انتقال به LLM قرار داشت، بنابراین ما مجبور شدیم آن موتور جستجو را که از سال 2009 با بینگ همکاری میکنیم، توسعه دهیم و آن را برون سپاری کنیم. و ما باید کاری انجام میدادیم تا مطمئن شویم که آنها به جستجوهایی که قبلاً در یاهو انجام میدادند، ادامه میدادند. بنابراین برای انجام این کار، باید جستجوی هوش مصنوعی داشته باشیم. تصمیم ما وقتی به چشمانداز نگاه میکردیم این بود که ما در واقع بهترین افراد برای ساختن آن بودیم، زیرا در واقع دادههایی را برای ساختن آن در اختیار داشتیم، و میتوانستیم آن را انجام دهیم، و میتوانیم آن را با قیمت مقرون به صرفه انجام دهیم.
اما آیا ما در جستجو رشد خواهیم کرد؟ من مطمئنا امیدوارم. و اگر این کار را انجام دهیم، به این دلیل است که امروزه مردم تعداد کمی از جستجوها را انجام می دهند. وقتی از آن استفاده میکنند و Scout را میبینند و فوقالعاده است و نتایج در مقایسه با آنچه در جاهای دیگر به دست میآورند واقعاً خوب است، امیدواریم دفعه بعد که در Yahoo for Mail یا Fantasy هستند یا سهام خود را بررسی میکنند، یکی دیگر را انجام دهند. و این واقعاً آغاز راه است. هر جا که به پایان می رسیم، بدون آن شروع نمی توانم به آنجا برسم. همیشه علامت سوال وسط گنوم های زیرشلواری قبل از سود وجود دارد.
آن مدرسه قدیمی است.
چه کسی می داند که به کجا می رود؟ اما این باید نقطه شروع باشد و به همین دلیل این کار را انجام دادیم.
این نکته خوبی است. اجازه دهید در مورد آن از شما بپرسم. شما قبلا در این گفتگو گفتید که گناه اصلی یاهو دادن جستجو به گوگل، پرداخت امتیاز اجرای کادر جستجو در yahoo.com به گوگل است. من حدس می زنم شما 10 میلیون پردازنده گرافیکی انویدیا را برای آموزش مدل خود نخریدید. چه کسی در حال حاضر جستجوی شما را انجام می دهد؟
ما با آنتروپیک با مدل سبک وزن آنها به نام هایکو کار می کنیم. تعدادی از اینها وجود دارد. در واقع، ChatGPT قبلاً یکی به نام Nano داشت که دیگر واقعاً انجام نمی دهند. من شنیده ام که ممکن است آن را برگردانند. اما ما نتایجی را از کلود نشان نمی دهیم.
اساساً از داده های خود ما ناشی می شود که آنها در حال پردازش هستند. ما برای آنها محمولهای ارسال میکنیم که هم همه این دادههای شگفتانگیز از نمودار دانش ما است و به زودی سمت کاربر ما خواهد شد، زیرا در شرف راهاندازی شخصیسازی، 30 سال سابقه جستجو، و همه دانش محتوای عمودی خود هستیم. و سپس ما نیز در حال اتصال به بینگ هستیم. که در یک محموله ترکیب می شود که ما به هایکو می فرستیم. این مدل زبان بزرگی است که با پارامترهای کوچکی روی دادههای یاهو اعمال میشود و آنها را به موتور رندر ما برمیگرداند، به گونهای که میبینید فکر میکنیم واقعا جالب و مفید است و به روشی که نتایج را ارائه میدهیم.
این قطعاً روشی بسیار مقرون به صرفه تر و نوعی مک گیور برای انجام آن است. اریک فانگ، کهمغز متفکر این پروژه، که رئیس گروه تحقیقاتی ما و رئیس گروه جستجوی ما است، آن را به عنوان "داده های یاهو به علاوه هایکو برابر با موتور پاسخگویی هوش مصنوعی بسیار رقابتی است."
و باز هم، ما قرار نیست همه کارهایی را که یک مدل زبان بزرگ می تواند انجام دهد انجام دهیم، اما شما به زودی خواهید دید که ما به نتایج بسیار شخصی رسیده ایم. شما خواهید دید که ما وارد اقدامات بسیار عاملی می شویم که می توانید انجام دهید.
با این راهاندازی، نه تنها موتور پاسخدهی Scout را در scout.com راهاندازی میکنیم، بلکه در واقع، در روز راهاندازی، آن را در همه محصولات دیگر خود جاسازی کردهایم. البته، خلاصههای خبری وجود دارد. اما دکمهای در Yahoo Finance وجود دارد که سهام معین را در لحظه تجزیه و تحلیل میکند. این در Yahoo Mail برای کمک به خلاصه کردن و پردازش ایمیل ها و استخراج اطلاعات واقعا مفید است. یک نقشه راه کامل وجود دارد که با تعداد زیادی اعلامیه کوچکتر در طول سال خواهید دید. بسیار فعال خواهد شد.
اگر روزهای فشار را به خاطر بیاورید، به نظرم این مقوله به آن سمت میرود، بسیار متمرکز خواهد بود. مردم از این برای بهره وری در هسته یاهو استفاده می کنند، و این به ما کمک می کند تا این کار را انجام دهیم. در عین حال، یک موتور پاسخگوی هوش مصنوعی داشته باشید.
بنابراین شما آنتروپیک را در قلب آن قرار داده اید. من فرض می کنم که این بدان معنی است که شما می توانید آنها را بیرون بیاورید، درست است؟ اگر فروشنده بهتر یا شریک بهتر یا شرایط معامله بهتری وجود داشت، میتوانید آن هسته کوچک LLM را جایگزین کنید و محصولات شما همچنان کار میکنند. با این حال، یکی از پویاییهای هوش مصنوعی به طور کلی این است که مدلهای بزرگ بیشتر و بیشتر از قابلیتهایی که مردم بر روی آنها ایجاد میکنند میخورند. بنابراین شما می گویید که ما توانایی های زیادی داریم.
من متعجبم من در تاریخ مصرف اینترنت ندیدم که هر گوریل 800 پوندی سعی کند همه چیز را انجام دهد و همه شرکای خود را بخورد.
نگران نباش یک روز، شما قرار است کلود را باز کنید و تازه شروع به پخش ویدیوهای اجتماعی عمودی برای شما می کند، و ما اینگونه خواهیم گفت: "چطور دوباره به اینجا رسیدیم؟"
همه ما در تلاش برای انجام آن هستیم. البته. اما گوگل در طول سال ها شروع به رقابت بیشتر با همه ارائه دهندگان خود کرده است. این جدید نیست
چگونه به آن پویایی فکر می کنید؟ شما این سابقه طولانی دارید، یک فروشنده اصلی در موقعیتی دارید که بسیار شبیه گناه اصلی است، درست است؟ شما به یک فروشنده پول می دهید تا جستجو را انجام دهد، اما شاید بتوانید بعداً آنها را عوض کنید، و سپس آن فروشنده به افزایش مجموعه قابلیت های خود ادامه می دهد. و همه فروشندگان دیگری که موقعیت مشابهی دارند به تلاش برای رشد مجموعه توانایی خود ادامه خواهند داد. چگونه از صخره اجتناب می کنید؟ زیرا همانطور که شما اشاره می کنید احساس می شود با گذشته هم قافیه است.
بزرگترین چالش ما از اینجا به بعد در حال حاضر، زیرا من فکر می کنم که ما شروع به پختن با روغن در سمت محصول کرده ایم، در واقع برند است. ما راه زیادی را پیموده ایم. ما کمی از کوه بالا رفته ایم و پیشرفت های زیادی به خصوص در صنعت داشته ایم. فکر می کنم مردم می دانند اینجا چه خبر است. اما اگر امیدواریم یک بازگشت از نوع New Balance، یا The Gap، یا این مکانهایی که سقوط کردهاند، داشته باشیم، اما دوباره به مارکهای واقعا قدرتمندی تبدیل شدهاند، که آرزوی من برای برند یاهو است، باید قبل از اینکه واقعاً به وزنی که میخواهم باشم، جلوتر برویم.
دلیل اینکه ما به اندازه خودمان خوب هستیم این است که در هسته اصلی خود ما در این مسابقات عمودی که در آن بازی می کنیم واقعاً خوب کار می کنیم. اگر بتوانیم این محصولات را بسیار بهتر از آنچه به ارث بردهایم به یک پایگاه کاربری به این بزرگی تحویل دهیم، فکر میکنم در بدترین حالت، در هسته آن مخاطبان را افزایش میدهیم.
فکر نمی کنم به اندازه کافی بزرگ باشیم. من فکر می کنم Anthropic و OpenAI... ما به ماهی بازگشته ایم، اما ماهی های بسیار بزرگتری نسبت به یاهو برای سرخ کردن داریم. ممکن است در کاری که آنها تلاش می کنند و انجام می دهند، آسیب جانبی داشته باشیم. کاملا. من از همان ابتدا میدانستم و دیگران نیز این را گفتهاند، که با باز کردن راهی برای دسترسی مشتریان به محصول شما در یک مدل زبان بزرگ، سرنوشت را وسوسه میکنید. آنها مطمئناً با گذشت زمان، سعی خواهند کرد که آن را به عهده بگیرند. ما هر بار در این صنعت دیدهایم که صادقانه بگویم، به AOL برمیگردیم. این یک خطر برای همه است.
به همین ترتیب، من فکر نمیکنم ناشران با افرادی که فقط دادههایشان را میگیرند و پاسخها را بدون بازگشت ترافیک منتشر میکنند، مشکلی نداشته باشند.موضوع، مردم باید بسیار مراقب باشند که چگونه با یک مدل زبان بزرگ در آینده شریک می شوند. چون گرگ بد بزرگ به در خانه شما می آید و می گوید همه چیز خوب است. سخت خواهد بود همانطور که گفته شد، آنتروپیک شریک شگفت انگیزی بوده است. آنها واقعا تحت تاثیر حرکت مک گیور که اریک فنگ و تیمش انجام دادند و نحوه استفاده ما از هایکو قرار گرفتند.
در واقع، آنها بخشی از بیانیه مطبوعاتی ما برای راه اندازی Scout هستند. و ما با هم در South by Southwest کاری انجام خواهیم داد. این همکاری واقعا خوب است و امیدوارم برای مدت طولانی ادامه داشته باشد.
بد بزرگ دیگر در همه اینها گوگل است. ما آنها را چندین بار مطرح کردیم. گوگل یک DSP بزرگ دارد. آنها در تمام زمینه هایی که شما رقابت می کنید رقابت می کنند. آنها یک سری اخبار را جمع آوری می کنند. Google Discover مرجع مخفی نیمی از رقبای من است. آنها هرگز آن را اعتراف نخواهند کرد، اما این حقیقت دارد. آنها در مشکلات زیادی هستند، درست است؟ مجموعه ای از موارد ضد انحصار در مورد پشته فناوری تبلیغات آنها، در مورد جستجو به طور کلی وجود دارد. نمیدانم همه اینها در نهایت چگونه خواهد بود، اما آنها تحت فشار خاصی هستند. آیا آن را به عنوان یک فرصت می بینید؟ یا روشی را که آنها پشته فناوری تبلیغات خود را اجرا می کنند نوعی تهدید می بینید؟
فکر میکنم در این مرحله بتوانیم از مزایای گوگل استفاده کنیم، فکر میکنم باید فراتر برویم. آنها در موقعیت بسیار قوی قرار دارند. من فکر می کنم که آنها واقعاً از راه اندازی ChatGPT شگفت زده شدند و این یک محصول مهم نسل بود. من فکر میکنم گوگل احتمالاً آن را در آزمایشگاههای خود داشت و در جایی کار میکرد.
اوه نه، این کار را کردند. اگر به این اشاره کنید، یکی از افراد گوگل از یک بوته بیرون می پرد و می گوید: "ما ترانسفورماتورها را اختراع کردیم." آنها اکنون این کار را به پایان رسانده اند زیرا آنها موفق به اجرا شده اند.
درست است. و نمی دانم دنی سالیوان را به خاطر می آورید یا نه، اما در جنگ های جستجوی اصلی-
اوه، من او را می شناسم.
دنی سرآمد جستجو بود و بزرگترین کنفرانس جستجو را برگزار کرد، و همه سئوکارانی که نامشان را در کارت ویزیت خود نداشتند بیرون از خانه سیگار می کشیدند و با مت کاتز معاشرت می کردند. تمام آن نسل سپس دنی در نهایت برای کار گوگل رفت و برای آنها مانند یک بشارت است. من ارائهای را دیدهام که او در آن ستایش وب باز را میخواند و چقدر اهمیت دارد. من مطمئن هستم که اگر میتوانستند مکالمه رابط کاربری این مورد را هدایت کنند، برای این کار بیشتر تلاش میکردند.
اگر به آن نگاه کرده باشید، منظورم این است که درصد بسیار کمی از کاربران Google در واقع از ChatGPT استفاده کرده اند. فکر می کنم Similarweb این آمار را در جایی که من آن را دیدم در توییتر منتشر کرد. بسیار کوچکتر از آنچه فکر می کنید. بنابراین فرصت هایی وجود دارد. به همین دلیل است که آنها بسیار شبیه ChatGPT هستند و دلیل اینکه حالت هوش مصنوعی در همه جا تعبیه شده است. صادقانه بگویم، زمانی که در دوره بتا توزیع Scout از طریق یاهو سپری شدیم، کاری بسیار مشابه انجام خواهم داد. اما من فکر می کنم که بازی آنها باخت است.
تنها چیزی که برای آنها وجود دارد این است که مطمئن شوند، با این حال، تبلیغات جستجو از شکاف به این دنیای جدید موتور پاسخ هیبریدی عبور می کند. من فکر نمیکنم محصولاتی که برای کسب درآمد از نتایج 9 مرحلهای را انجام میدهند، به اندازه کلیک کردن روی پیوندها و دریافت پول به آنها کارآمد باشند. بدیهی است که جهان به هر حال در طول زمان به سمت نتایج پیش می رود، اما باید راهی پیدا کند.
من فکر میکنم رابط کاربری که راهاندازی کردیم به جایی میرسد که ممکن است به آن سمت برسد، بهگونهای که باعث نشود آنتروپیک یک تبلیغ Super Bowl درباره ما انجام دهد. من فکر می کنم شما می توانید این کار را به روشی انجام دهید که بسیار واضح است و برای درخواست های تجاری مفید است.
نمیدانم به یاد دارید یا نه، اما AltaVista سعی کرد تبلیغات جستجو را راهاندازی کند و توسط صنعت و تبلیغات و مقالات و Wired که میگفت «چطور جرات میکنی؟» بسته شد. قبل از اینکه Overture آن را درست کند، قبل از اینکه Google AdWords ظاهر شود و سپس واقعاً آن را ساده کند. و من فکر می کنم این موضوع قبلاً پرسیده شده و پاسخ داده شده است. کاربران در دسته بندی های تجاری با آن مشکلی ندارند. این فقط در مورد نحوه آوردن آن است.
راهی برای انجام آن وجود دارد که کلیدواژه محور است، که به روشی در قالب جدید ارائه شده است که ممکن است کاربران ترجیح دهند. ما به آنجا می رویم و این همان محصولی است که می خواهم راه اندازی کنم و ببینم آیا به آنجا می رسد یا خیر. اما اگر گوگل این کار را درست انجام ندهد، کار دشواری خواهد بود.
من بسیار کنجکاو هستم که ببینم این رابط های کاربری چگونه تکامل می یابند. من هستمدر حال تماشا، هر روز، ChatGPT یک ریف جدید دارد. و میتوانید بگویید که آنها متوجه نشدهاند، زیرا بومیکردن آن سخت است. و این واقعاً چیزی است که همه می خواهند، این است که این احساس بومی کند. حتی 10 لینک آبی مدت زیادی است که 10 لینک آبی در گوگل نیستند. بسیاری از تجربیات بومی جاسازی شده در این مسیر وجود دارد.
20 سال. 20 سال گذشت
بنابراین من کنجکاو هستم که ببینم این چگونه تکامل مییابد و میمیرم ببینم چگونه سعی میکنید آن را حل کنید، زیرا به نظر میرسد هنوز کسی نمیداند. تبلیغات جستجو پردرآمدترین تجارت در تاریخ جهان است. بنابراین به نظر می رسد که این موضوع قابل قبول است.
من پیش نویس اولمان را دوست دارم. ما بازخوردهای بسیار خوبی در مورد رابط کاربری اولین پیش نویس Scout دریافت کرده ایم. ما چیزهای زیادی داریم که می خواهیم به آن اضافه کنیم و در مورد آن بهبود ببخشیم. اما من فکر میکنم که ما با اولین تلاش خوب بیرون آمدیم و از اینجا آن را تغییر میدهیم.
و فقط برای روشن بودن، برنامه شما این است که پایگاه کلی کاربران یاهو را رشد دهید. افراد بیشتری از Gen Z برای یاهو میل ثبت نام می کنند و شما به جای تلاش برای اشتراک گذاری مستقیم از جستجوی Google، بخشی از این فعالیت های جستجو را ضبط خواهید کرد.
این مرحله یک است.
رویا این است که آنها ما را برای جستجو ترجیح دهند و ما را نشانه گذاری کنند و تصمیم بگیرند به جای یکی از بچه های دیگر به سراغ ما بروند. و برای افرادی که قبلاً از آن استفاده میکنند، استفاده از آنها با درخواستهای بیشتر در روز، به ازای هر کاربر در حال افزایش است. من می دانم که ما درگیر چیزی با آن هستیم و امیدوارم که به نتیجه برسد.
اما بخشی از تز طرح کسبوکار برای این کار این بود که ما یک پایگاه کاربری عظیم داریم، درست مانند گوگل، اما در نسخه کوچکتر، نسخه مرد فقیر را میتوان به همان روشی که با حالت هوش مصنوعی انجام دادهاند توزیع کرد و آن را در تمام سطوح مختلف قرار داد. این صفحه اصلی و اخبار و ورزش و ورزش های فانتزی و تک تک نسخه های آن است.
ما محصولات جدید داریم. ما سال گذشته سه محصول جدید فانتزی را روانه بازار کردیم که یکی از آنها یک محرک بزرگ ترافیک بود. و ما بزرگترین سال فانتزی را داشتیم. هر یک از آن ها سطحی است که ما می توانیم مخاطبانی را به آنجا بیاوریم که بتوانند Scout را آزمایش کنند، و امیدواریم که از آنجا پیش برود.
من می خواهم با صحبت در مورد مالی و ورزش پایان دهم. محصولات جدید فانتزی عالی هستند. عمل در ورزش این است، "پسرم، شما فقط باید روی ورزش شرط بندی کنید." شما می توانید آن را با تمام این بازارهای پیش بینی مشاهده کنید. این کار بزرگ آنهاست. آنها پول زیادی برای دور ریختن دارند. آنها دسته ای از لابی ها را دستگیر کرده اند. از سیاست که بگذریم، طبیعت دوحزبی مردم نسبت به قمار ورزشی عجیب و غریب در زندگی من بی سابقه است.
در کنار آن، ما باید فقط روی هر چیزی شرط بندی کنیم. و سپس در کنار آن، در واقع قبلاً به آن اشاره کردید. شما با کریپتو و سپس استونک به یاهو آمدید و اکنون فقط قمار است. همه اینها برای من همیشه شبیه قمار بوده است.
کریپتو همیشه شبیه یک شکل از قمار بوده است. استونکس میگفت: «اگر فقط با انجام رشتههای Reddit قمار کنیم تا زمانی که GameStop به ماه برود، چه؟ و اکنون ما فقط در "اگر فقط روی نتیجه جنگ قمار کنیم چه؟" بین تمام این ایدهها و احساس مردم نسبت به قمار یک ارتباط خطی کاملاً خطی وجود دارد.
شما Finance را اداره می کنید که خانه ی سنگ هاست. شما Sports را اجرا می کنید که می تواند محل شرط بندی ورزشی باشد. آیا احساس می کنید که موظف هستید در مقابل بدترین غرایز همه در اینجا محافظت کنید؟
تا حدودی. تا جایی که همه این کار را می کنند، پس بله. و اتفاقاً ما این کار را در همه جا انجام می دهیم. ما واقعاً بسیار تلاش می کنیم تا با اخبار بنفش باشیم. اکنون، الگوریتم ممکن است در طول زمان شما را به چپ یا راست ببرد. تا حدودی وظیفه ما این است که هر از چند گاهی به بازنشانی آن کمک کنیم تا از سوراخ خرگوش خیلی دور نشوید و بتوانید منابع خنثی بیشتری را ببینید. من همیشه از چپ و راست شکایت میکنم، بنابراین احتمالاً به این معنی است که ما این کار را درست انجام میدهیم. من فکر می کنم این یک مسئولیت مهم است. ما آن را واقعا جدی می گیریم. ما صحبت های زیادی در این مورد داریم.
نمیدانم این را میدانید یا نه، اما آپولو از نظر تاریخی صاحب سزار است و در حال حاضر مالک ونیزی و پالازو است. و کتاب ورزشی در Palazzo ونیزی، کتاب ورزشی یاهو است. ما آن را عملیاتی نمی کنیم این یک چیز برندسازی است و محتوای ما در همه جا وجود دارد. ما از زمانی که به اینجا رسیدم بحث هایی داشتیم که «آیا باید کاری را انجام دهیم که متعصبان انجام داده اند و وارد حمام خون قمار شویم وباید خودمان این کار را انجام دهیم؟» چون آپولو خیلی بیشتر از ما در آن متخصص است. ما تصمیم گرفتیم نه این نه تنها هزینه بسیار زیادی را به همراه دارد، بلکه در حال حاضر بسیار زیاد است، شما در حال مبارزه با آن هستید تا در ایالت آیووا رتبه هشتم را کسب کنید. ما از آن دور خواهیم ماند. ما یک توزیع کننده خواهیم بود و برای همه اینها در صدر قیف خواهیم بود.
این چیزی است که از نظر تاریخی در مورد BetMGM به ارث برده ایم. این جایی است که ما در آینده بازی خواهیم کرد. از برخی جهات، این معاملات تبلیغاتی هستند. اگر واقعاً به آن فکر کنید، ما شانسها را در نظر میگیریم و برخی از موارد مرتبط با اخبار را در مورد شانس شرطبندی در مورد یک موضوع خاص، در صورتی که یک آیتم خبری باشد، اضافه میکنیم. اما ما در هیچ کدام از این فضاها فعالیت نمی کنیم.
مطمئنا
ما به تازگی قراردادی را با Coinbase اعلام کردیم که در آن اگر قصد خرید سهام یا ارز دیجیتال را دارید، به آنها پیوند می دهیم.
شما در اینجا سابقه طولانی دارید. من فقط می پرسم، شاید فقط در مورد vibes، درست است؟ شاید بازار سهام همیشه قمار بوده است. برخی افراد این استدلال را مطرح می کنند. اما ایده از نظر تاریخی این است که شما باید CNBC را روشن کنید و به اصول یک شرکت نگاه کنید و در شرکتی سرمایه گذاری کنید که فکر می کنید به طور واقعی رشد می کند. و ما اکنون اجازه دادیم که قمار شود. این همان کاری است که سهام میم برای تامین مالی انجام داده اند، به روشی بسیار خاص.
شاید Crypto فقط همیشه قمار می کرد و ما وانمود می کردیم که قرار است بزرگتر از آنچه بود باشد. و اکنون کریپتو بخشی از امور مالی است و اکنون مانند قمار بیشتر است.
اصلا قرار نبود ورزش قمار داشته باشد. دلیل اینکه لیگها از قمار دوری میکردند، و سپس پول ورزشها را آلوده کرد و حالا همه فکر میکنند یک فیلمنامه NFL وجود دارد و همه بازیها تقلب شدهاند. و می توانید ببینید که بازیکنان دچار مشکل می شوند.
ای کاش آن فیلمنامه شامل 49ers برنده Super Bowl باشد.
کاش شامل Packers هم می شد. من در نیمه دوم بازیها چند مشکل واقعی درباره Packers دارم و فکر میکنم باید با نویسندگان فیلمنامه صحبت کنیم.
اگرچه پت ماهومز تماس هایی دریافت می کند که هیچ کس دیگری دریافت نمی کند. و صادقانه بگویم، شاید فیلمنامه.
ببین چی میگم؟ بنابراین همه فکر می کنند که تقلب شده است. و تیلور سویفت اولین سوپر بول خود را برد. این برای من معنی ندارد.
موافقت کرد. موافقم
اما این وجود قمار است که به درک فساد منجر شده است. و حتی با وجود اینکه لیگها این را میدانند، حتی اگر بازیکنان شروع به گرفتار شدن در عملیاتهای نیش کنند، پول آنقدر قانعکننده است که این یک مشکل است. و حالا قرار است برای اخبار اتفاق بیفتد، درست است؟ بازارهای پیشبینی برای سازمانهای خبری در راه است، برای تجمیعکنندگانی که با رویترز همکاری میکنند. اتفاق دیگری قرار است رخ دهد که در حال حاضر شرط بندی معاملاتی داخلی روی اخبار در مقیاس داشته باشید.
شما در این عمودها عمل می کنید، در مورد مسئولیت خود صحبت می کنید، در مورد خنثی کردن الگوریتم صحبت می کنید. اینجا فشار است. و نه فقط فشار، پول صاحب PE شما که کازینوها را اداره می کند. اینجا یک رفت و برگشت واقعی وجود دارد، و نمیدانم کسی واقعاً به این خطوط فکر کرده است یا خیر. من از شما می پرسم خط کجاست؟ زیرا شما می توانید بر اساس دارایی هایی که دارید و فشارهایی که در دنیا وجود دارد، فردا همه یاهو را به قمار تبدیل کنید.
خوب، کار معکوس، برای تبدیل یاهو به آن، که فکر نمیکنم وجود داشته باشد، باید یک بررسی بسیار بزرگ باشد. در این مرحله، واقعاً اطلاعات و پیوند است.
شانس های ورزشی فوق العاده اساسی هستند. من بیش از 20 سال است که با همه دوستانم از UCLA در یک استخر شرط بندی کالج بوده ام. این یکی از کارهای مورد علاقه من است که هر سال انجام می دهم. بالاخره امسال برنده شدم. شما باید شانس داشته باشید و باید اطلاعات داشته باشید. اگر سالها به این ویژگیها، Yahoo Sports، ESPN، با numberFire و تمام روشهای مختلف تجزیه و تحلیل آن نگاه کردهاید، فانتزی بدیهی است که یک بازی است. این قمار نیست، بلکه یک بازی است. اما در مورد چیزی که Yahoo Sports در مورد آن است، بخش زیادی از ستون فقرات کتاب است. بنابراین من به آن به عنوان مجاور آن نگاه می کنم.
من نمی خواهم پاسخ BS سیاسی بدهم. من همچنین نمی خواهم طوری رفتار کنم که انگار متخصص هستم. میدانم که یکی از آخرین قسمتهای شما در این زمینه بود و من به همه چیز گوش دادم و فکر میکنم هر بحثی که شما بچهها برای اینکه چرا فلانی قمار است، استدلال معتبری است. و سپس من طرف قرارداد دو طرفه آن را نیز درک می کنم. حتی در معاملات داخلی،یک نفر در طرف مقابل است که از راه دیگری شرط بندی می کند. شرط بندی.
نمی دانم قرار است به کجا ختم شود. اگر به جایی برسد که این غیرقانونی است، بدیهی است که ما آن را نخواهیم داشت. اگر قانونی باشد، فوق العاده محبوب است.
ما همیشه به قدم بعدی فکر میکنیم که کسی برای رسیدن به هر هدفی که در آن روز با استفاده از محصولات ما میخواهد بردارد. این در واقع یک چیز ساده است که ما در مورد آن صحبت می کنیم و سعی می کنیم برای آن بسازیم و همیشه سعی می کنیم در طول زمان کار بهتری انجام دهیم. بعد از آنچه در Yahoo Sports یا Finance آموختهاید، نمیتوانم قدم بعدی اساسیتر از رفتن به FanDuel یا رفتن به Coinbase را در نظر بگیرم. بنابراین من باید آن را به عنوان بخش اصلی محصول داشته باشم. مجبورم جایی که قرار است تصمیم گیری شود از نردبان من بالاتر می رود. اما من منظور شما را مطمئناً در مورد آن دریافت می کنم.
برای من، مقایسه با شکر یا، نمی دانم، مشروب الکلی است. هر دو قانونی، هر دو فوق العاده محبوب، و هر دو آشکارا برای شما بد هستند، درست است؟ ما هنجارهای زیادی را برای شکر و مشروبات الکلی اضافه کرده ایم. ما فقط در آن خوب هستیم و مردم هنوز هم همیشه از لبه خارج می شوند.
واقعاً هیچ معیاری برای بازارهای پیش بینی وجود ندارد، درست است؟ و اصرار بر اینکه قمار نیست در واقع بسیاری از هنجارهای دیگر را دور نگه می دارد. شما در مورد ارزش های خود زیاد صحبت کرده اید. و من می گویم که شنیدن صحبت شما در مورد نام تجاری و ارسال ترافیک به وب باعث طراوت می شود. اینجا جایی است که من فکر می کنم ارزش های شما تحت فشار خواهند بود زیرا هنجارها آنجا نیستند. آیا خطی برای شما وجود دارد؟
این خط چیزی است که اگر در هر یک از این فضاها فعالیت میکردیم، باید بیشتر به آن فکر کنیم. باز هم، ما به بررسی معاملات پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که به عنوان شریکی برای ارسال ترافیک به پایین دست بهتر هستیم. شاید شبیه به «آیا تبلیغات را از شرکتهای نوشیدنی، از Bud Light میگیریم؟»
خنده دار است آیا می دانید چرا FDR در انتخابات 1932 پیروز شد؟ این در کتاب 1929 اندرو راس سورکین بود. این افسردگی نبود، ممنوعیت بود. من همچنین فکر نمی کنم که ما به این سمت برویم. من فکر می کنم این چیزها، احتمالاً در سطحی، اینجا هستند تا بمانند. و به این ترتیب، آنها بخش اساسی از گامهای بعدی هستند که مردم از محصولات ما برمیدارند. بنابراین من فکر می کنم که ما مکانی بسیار مناسب برای آن هستیم.
در عین حال، ما شرکت مناسبی نیستیم که خودمان آنها را اداره کنیم. به احتمال زیاد، ما را در این مسیر نخواهید دید. شاید یکی از آنها سعی کند ما را بخرد و ما را به آن سوق دهد. من می توانستم ببینم که به طور بالقوه اتفاق می افتد. اما در غیر این صورت، ما به منطقه تجمع بازگشته ایم.
پس این آخرین سوال من در واقع بود. شما به آنجا رسیدید.
ما آن را ساختیم. ما آن را ساختیم.
سهام خصوصی معمولاً خروج می خواهد. ممکن است به نظر برسد یاهو دوباره عمومی می شود. ممکن است شبیه یک خرید به نظر برسد. آیا نتیجه مطلوبی در ذهن دارید یا جدول زمانی دارید؟
مرد، من این سوال را داشتم. من می دانم که شما بچه ها قوانینی در این مورد دارید، که چگونه هیچ چیز در بریتانیا غیرقابل ثبت است. با من در کن مصاحبه میکردم و فقط یک عبارت اشتباه را تغییر دادم، و ناگهان مقالهای منتشر شد که در حال انتشار عمومی بودیم و به CNBC راه یافت. و به هیچ وجه در جایی که ما بودیم نبود.
این معمولاً یک موضوع جالب در مورد یاهو است که مردم می گویند: "اوه، IPO کی است؟" افراد زیادی پیش روی ما هستند که IPOهای تریلیون دلاری هستند که احتمالاً اولین هستند و دیگران در مورد آنها متعجب هستند.
من این چیز را می سازم تا بتوانیم دوباره یک شرکت عمومی سالم باشیم، جایی که شما سه ماهه با مشکل مواجه نیستید، این چیزی است که فکر می کنم در گذشته یاهو را به دردسر انداخت. AOL در گذشته دچار مشکل شد. مطمئناً در حال ساختن به سمت آن هستیم. ما زمان بیشتری برای رفتن داریم تا به نقطه ای برسیم که واقعاً برای پنج سال پس از عمومی شدن آماده باشیم، نه فقط روزی که عمومی می شویم.
با این حال، من فکر می کنم تاریخچه PE این است که آنها احتمالاً ترجیح می دهند بفروشند. این واقعاً بیشتر مدل آنهاست، زیرا پول نقد فوری تر است. آنها مجبور نیستند منتظر بمانند، به عنوان مالک اکثریت فروخته می شوند. این فقط مجموعه ای از مشکلات خود را ایجاد می کند.
با این اوصاف، ما در جلسات هیئت مدیره خود در مورد عرضه اولیه سهام زیاد صحبت می کنیم و هیئت مدیره بسیار فراتر از آپولو است. مدتی است که افرادی تلاش می کنند تا لاستیک ها را به ما بزنند. که اتفاقاً با انواع اخبار عجیب همراه است. همه تماس میگیرمزمان چون بخش دیگر PE است، به هر لاستیک لگد می زنند و اجازه می دهند به هر لاستیک لگد بزنند. آنها همیشه در مورد بخش های مختلف یاهو تماس های تلفنی دریافت می کنند.
اما حقیقت این است که یاهو با هم بسیار قوی تر است. تز در ابتدا این بود که شاید شما این چیزها را از هم جدا کنید، و می توانید امور مالی را بفروشید، می توانید ورزش را بفروشید، اما واقعاً باید در همان روز این کار را انجام دهید. همه چیز باید به یکباره انجام شود، زیرا واقعا یک اکوسیستم است. کاربر متوسط یاهو از دو یا چند محصول ما استفاده می کند. و همانطور که در مورد آن صحبت کردیم، ترافیک را برای یکدیگر ارسال می کنند. بخشی از معدن طلا این است که ما همه آنها را با هم داریم. در زمینه همه شرکتهای دیگر، ما هنوز برای آنچه که روی میز آوردهایم بهطور باورنکردنی کمارزش هستیم.
از برخی جهات، این بخشی از این است که چرا ما به اندازه خودمان بزرگ هستیم. از جهات دیگر، هنوز بخشی از چالش این است که ما باید به کجا برویم. واقعاً اینگونه است که ما در مورد آن صحبت می کنیم و به آن نگاه می کنیم، و تصمیماتی که می گیریم برای IPO آینده است. اما اگر کسی به اندازه کافی باهوش باشد، نمیدانم به ما اجازه میدهد به آنجا برسیم.
خوب، جیم، این عالی بود. من واقعا از صحبت کردن با شما لذت بردم. خوب است که با یک OG اینترنتی دیگر صحبت کنید، هر دو با تاریخچه مشترک عجیب و غریب با AOL. باید بگویم، بیشتر از آن چیزی که هر کسی بتواند بداند، در زیر سطح این قسمت وجود دارد. اما من واقعاً قدردان زمان هستم. از حضور شما در رسیور بسیار سپاسگزارم.
عالیه قدردانم هستم که مرا دارید با تشکر
سوال یا نظری در مورد این قسمت دارید؟ ما را در decoder@teverge.com سر بزنید. ما واقعاً هر ایمیلی را می خوانیم!