من سال ها می خواستم خالق شبکه های اجتماعی باشم. شش ماه پیش، بالاخره شروع کردم - و تقریباً قبل از اینکه یک مطلب را پست کنم، آن را ترک کردم. من ایده های زیادی داشتم - مشکل این بود که هر نصیحتی که پیدا کردم برای مغزی نوشته شده بود که بسیار متفاوت از مغز من عمل می کند. در سال 2019 تشخیص داده شد که مبتلا به ADHD هستم و در سال 2020 مبتلا به اوتیسم سطح یک هستم - و هیچ مقاله ای که نخواندم به این موضوع نپردازد که وقتی مغز شما بر سر آن با شما مبارزه می کند، ثابت ماندن چیست. بنابراین من از توصیه دیگران پیروی نکردم و به جای آن سیستمی ساختم که برای مغز من کار کند. مغز من به طور طبیعی مراحل بین "شروع یک حساب رسانه اجتماعی" و "تبدیل شدن به یک خالق موفق" را نمی بیند. من هدف نهایی را می بینم، اما مسیر را نه. توصیه‌های استاندارد مانند «ثابت باشید»، «هر روز حاضر شوید» فرض می‌کند که می‌توانید آن عبارات را به کارهای روزانه تبدیل کنید. اما من نتوانستم. من به هر مرحله نیاز داشتم که به مراحل کوچکتر تقسیم شود. این سیستمی است که من ساختم و هر روز از آن برای ثابت ماندن استفاده می کنم. این برای مغز واگرای عصبی من طراحی شده است، اما اگر تا به حال احساس کرده اید که با یک تقویم محتوای خالی فلج شده اید، احتمالاً برای شما نیز کار خواهد کرد. نوار شروع خود را پایین بیاورید. اکثر توصیه های مبتدی به شما می گوید که "سازگار بمانید" - بنابراین من این را به معنای واقعی کلمه برداشت کردم و تصمیم گرفتم که پست کردن هر روز در هر پلتفرم تنها راه برای انجام آن درست باشد. واقعاً شروع کنید. بنابراین من دو تصمیم گرفتم: یک پلتفرم - TikTok - را انتخاب کردم و متعهد شدم هر هفته یک پست ویدیویی بگذارم. همین بود.  من پلتفرم دومی اضافه نکردم تا زمانی که پلتفرم اول آسان شد، و فرکانس ارسال خود را افزایش ندادم تا زمانی که پلتفرم فعلی خسته کننده شد. زمانی که سیستم خوبی داشتم، به لینکدین نقل مکان کردم و شروع کردم به پست کردن یک بار در هفته، دو بار در هفته، تا هفت روز در هفته. چیز دیگری که قوام را برای من باز کرد این بود که "کامل" را کنار بگذارم. من یک کمال گرا هستم با ADHD، که ترکیبی بی رحمانه است. من فقط نمی خواستم محتوایم خوب باشد - قبل از اینکه کسی بتواند آن را ببیند نیاز داشتم که کامل باشد. و وقتی نمی‌توانستم آن را به آنجا برسانم، آن را حذف می‌کردم و از نو شروع می‌کردم یا اصلاً پست نمی‌کردم. پایین آوردن میله در هر دو پلت فرم و کمال بیشتر از هر چیز دیگری که امتحان کرده بودم به من در ثبات کمک کرد. توصیه اصلی من در اینجا این است که شروع خود را با میانه دیگران مقایسه نکنید. تا زمانی که پلتفرم اول آسان به نظر نرسد، پلتفرم دوم اضافه نکنید. به این ترتیب، قبل از پیدا کردن جای خود خیلی لاغر نمی‌شوید. فوراً ایده‌ها را ثبت کنید داشتن ADHD به این معنی است که مغز شما همیشه در حال کار است، حتی زمانی که شدیداً می‌خواهید متوقف شود. برای من، احساس ایستادن روی گذرگاه راه آهن در حالی که یک بشکه قطار از آن عبور می کند، است. هر ماشین یک فکر متفاوت است، یک ایده متفاوت، کار متفاوتی است که باید انجام دهم، و وقتی آنها رفتند، برای همیشه رفتند، می دانستم که باید راهی برای ثبت ایده ها در لحظه پیدا کنم، زیرا بیشتر آنها در بدترین زمان ممکن آمده اند - زیر دوش، هنگام رانندگی، یا درست قبل از خواب. من با برنامه Notes در آیفون خود شروع کردم و ایده های سریعی را که بعداً وقتی پشت رایانه بودم به Google Doc منتقل می کردم، یادداشت کردم. سپس یادداشت های صوتی را کشف کردم. اینکه بتوانم فقط از طریق یک ایده صحبت کنم، برای مغزی که به سرعت مغز من حرکت می کند، بازی را تغییر می دهد. اکنون من از Otter.ai برای ضبط و رونویسی یادداشت‌های صوتی استفاده می‌کنم، که به این معنی است که هیچ چیز در ترجمه نیز گم نمی‌شود. داشتن سیستمی برای گرفتن ایده‌ها تنها نیمی از کار بود. نیمه دیگر در واقع با آنها کاری انجام می دادند. در طول زمان تولید محتوا، ایده‌هایم را مرور می‌کنم و آنها را به مفاهیم مستحکم و گاهی حتی اسکریپت‌های کامل تبدیل می‌کنم. تغییر مداوم متن روی مغزم تأثیر زیادی داشت. وقتی نوبت به ایجاد می‌شود، باید «در منطقه قرار بگیرم»، و زندگی من حواس‌پرتی‌های زیادی دارد که انجام آن را هر روز غیرممکن می‌کند. من مقاله ایجاد محتوای Kirsti را دیدم و نکته «تولید محتوای دسته‌ای» او را بسیار دوست داشتم، بنابراین شروع کردم به پیاده‌سازی آن در روال تولید محتوا. شروع کردم به اختصاص یک صبح در هفته به تولید محتوا، که در آن پنج تا شش قطعه محتوا در یک جلسه ایجاد می‌کردم. حالا که من یکمن یک صبح دوم را اضافه کردم، اما فقط سه تا چهار قطعه محتوا در یک جلسه ایجاد کردم. بقیه هفته، پست‌هایم را برنامه‌ریزی می‌کنم و با جامعه‌ام درگیر می‌شوم. این برای من کار می‌کند، زیرا به این معنی است که به جای تمام هفت روز، فقط دو بار باید در آنجا حاضر شوم، و این یک نجات دهنده برای سلامت عقل من بوده است. یک تقویم محتوای ساده با روزهای موضوعی ایجاد کنید، علاوه بر ADHD، من مبتلا به اوتیسم هستم، و این دو همیشه موافق نیستند. مغز اوتیستیک من یک برنامه می خواهد. مغز ADHD من می خواهد این طرح را از پنجره بیرون بیاورد. راه حلی که من به آن رسیدم یک چارچوب انعطاف پذیر به جای یک برنامه سفت و سخت بود. برای ایجاد محتوا، آن چارچوب یک تقویم محتوای ساده در Google Sheets با روزهای موضوعی به جای برنامه محتوای کامل است. تقویم TikTok من چیزی شبیه به این است: روزهای چرخ و فلک، نکات و ترفندهای بازی، روز ویدیوی گربه، میم های CapCut. مضامین هر هفته تکرار می شوند، به این معنی که من هرگز نباید تصمیم بگیرم که چه نوع محتوایی بسازم، فقط باید در آن روز چه چیزی را در آن قالب ایجاد کنم. ساخت قالب شروع از ابتدا چیز دیگری بود که در اوایل من را تحت تأثیر قرار داد. نیاز به ایجاد ویدیوها، میم ها و چرخ فلک ها بدون نقطه شروع باعث می شد کل چیز بزرگتر از آنچه که باید باشد احساس شود. الگوها این فلج را نابود کردند. من با یک الگو در CapCut برای ویدیوهای بازی خود و یکی برای LinkedIn که بر اساس چارچوبی ساخته شده بود شروع کردم: Hook، Story، Lesson، CTA. هر پست لینکدین که من می نویسم از آنجا شروع می شود. قلاب توجه را جلب می‌کند، داستان آن را شخصی می‌کند، درس آن را مفید می‌سازد، و CTA به خواننده جایی می‌دهد تا برود. من به جای شروع از صفر، چارچوب را پر می کنم. برای رایج ترین نوع محتوای خود با یک الگو شروع کنید، سپس با شروع به شناسایی مواردی که به سمت ایجاد آن کشیده شده اید، الگوهای دیگری را بسازید. خودکار، خودکار، خودکار! داشتن ADHD به این معنی است که من آنقدر فراموشکار هستم که گاهی اوقات فکر می کنم در طول روز چگونه کار می کنم. اگر تا به حال وارد اتاقی شده اید و بلافاصله دلیل آن را فراموش کرده اید، تصور کنید که این اتفاق در تمام طول روز تکرار می شود. وقتی نوبت به تولید محتوا می رسید، چیزی را ایجاد می کردم که واقعاً به آن افتخار می کردم و روزها فراموش می کردم که آن را پست کنم. گاهی اوقات هفته ها. راه حل ساده بود: برای به یاد آوردن به خودم اتکا نکردم. اکنون من از Buffer برای زمان بندی محتوای خود در لینکدین و تیک تاک استفاده می کنم. من همه چیز را بلافاصله بعد از جلسات ایجاد دسته برنامه‌ریزی می‌کنم، در حالی که از قبل در حالت محتوا هستم. به این ترتیب، پست کردن اتفاق می‌افتد، چه مغز من برای آن ظاهر شود یا نه. زیرا وقتی از مسیر خارج می‌شوید، بخشی از عصبی بودن این است که گاهی پست‌ها را از دست می‌دهید. هفته‌ها را از دست داده‌ام، تقویم‌ها را رها کرده‌ام و حساب‌های خودم را شبح کرده‌ام. تفاوت اکنون این است که من سیستمی دارم که باید به آن برگردم، بنابراین وقتی این اتفاق می‌افتد، دقیقاً می‌دانم چگونه راه بازگشتم را پیدا کنم. وقتی یک هفته را از دست می‌دهم، سعی نمی‌کنم هفته بعد دوبرابر بیشتر پست کنم. من فقط از جایی که ترک کردم ادامه می دهم. یک پست، یک پلتفرم، یک روز. سیستم شما باید به اندازه کافی بخشنده باشد تا بتواند در بدترین روزهای مغز شما زنده بماند. یک پلتفرم را انتخاب کنید، هفته ای یک بار پست کنید و نگران بقیه نباشید تا زمانی که احساس راحتی کنید. لازم نیست همه چیز را یکباره بسازید، فقط باید شروع کنید.

You May Also Like

Enjoyed This Article?

Get weekly tips on growing your audience and monetizing your content — straight to your inbox.

No spam. Join 138,000+ creators. Unsubscribe anytime.

Create Your Free Bio Page

Join 138,000+ creators on Seemless.

Get Started Free