هر شرکتی که در حال حاضر با آنها صحبت می کنم متقاعد شده است که مشکل هوش مصنوعی دارند. هوش مصنوعی آنها ایمیل هایی را می نویسد که هیچ کس به آنها پاسخ نمی دهد. این حساب‌ها را بررسی می‌کند و تیم فروش را که شش ماه پیش بسته بود هدایت می‌کند. جلسات کپی و چسباندن انگشتان بین ابزارها محتوایی را تولید می کند که دقیقاً شبیه آنچه که هر رقیب منتشر می کند. رهبران روی ابزار به ابزار سرمایه گذاری می کنند، جلسات آموزشی را بعد از جلسه آموزشی اجرا می کنند، و همچنان به همان سوال خیره می شوند: چرا هوش مصنوعی در واقع سوزن را حرکت نمی دهد؟ این چیزی است که به شما گفته نمی شود. مشکل از مدل شما نیست. مشکل از اطلاعات شما نیست. مشکل در زمینه است: دانش خاص کسب و کار شما، مشتریان شما و آنچه در حال حاضر به آنها نیاز دارند و اینکه تیم شما واقعا چگونه کار می کند. همچنین این سخت ترین مشکل برای حل است، و مشکلی که صنعت در حل آن کندتر بوده است. زمینه، زیرساخت است، نه ویژگی این تمایزی است که به نظر من در حال گم شدن است. داده همان چیزی است که اتفاق افتاده است. زمینه در مورد رویدادهای واقعی، معنای آنها، چرایی اهمیت آنها و آنچه باید در مورد آن انجام شود، معنی می دهد. زمینه یک ویژگی نیست. زیرساخت لازم است. CRM شما سابقه ای دارد که یک معامله هجده ماه پیش بسته شده است. آن داده است. زمینه این است که بدانید معامله بسته شده است زیرا قهرمان شما شرکت‌ها را تغییر داده است، قیمت‌گذاری باید سه بار قبل از رسیدن به آن تعدیل می‌شد، و آن مشتری اکنون چندین معامله جدید را در سال ارجاع می‌دهد و از تماس با اتوماسیون متنفر است. انسانی که با آن حساب کار کرده است همه اینها را می داند. تقریباً هیچ هوش مصنوعی این کار را نمی کند، زیرا تقریباً هیچ پلتفرمی برای ضبط آن ساخته نشده است. این شکاف است. شکاف مدل نیست. شکاف داده نیست. یک شکاف زمینه. و این مشکلی است که HubSpot با پلتفرم مشتری نمایندگی حل می کند. هنگامی که یامینی پلتفرم مشتری نمایندگی ما را در اوایل سال جاری معرفی کرد، اساس زیر آن را توصیف کرد: مکانی که در آن تمام داده‌های مشتری و زمینه کسب و کار شما زندگی می‌کند و در لحظه‌ای که به آن نیاز دارند در اختیار تیم شما و عوامل هوش مصنوعی شما قرار دارد. بهترین زیرساخت نامرئی است. در پس‌زمینه اجرا می‌شود، با تغییر کسب‌وکارتان به‌روز می‌ماند، و باعث نمی‌شود تیمتان خود را تکرار کند. این استانداردی است که هوش مصنوعی باید رعایت شود و تقریباً هرگز رعایت نمی شود. هزینه پنهان شکاف های زمینه هزینه ای وجود دارد که تیم شما هر روز می پردازد که در بودجه هوش مصنوعی شما دیده نمی شود. ما آن را مالیات توجیهی می نامیم: زمان و تکرار مورد نیاز برای ارائه پیشینه کافی به هوش مصنوعی برای تولید چیزی مفید. شما صدای برند خود را قبل از اینکه بخواهید بنویسد توضیح می دهید. قبل از اینکه از آن بخواهید تحقیق کند، سابقه حساب را جایگذاری می کنید. شما ساختار قیمت گذاری، چشم انداز رقیب خود، مشخصات مشتری خود را قبل از هر کار معنی دار توصیف می کنید. و روز بعد، دوباره این کار را انجام می دهید. کسب و کار شما را یاد نمی گیرد. هزینه واقعی ساعت‌هایی نیست که تیم شما برای گزارش مجدد هوش مصنوعی از دست می‌دهد، بلکه هزینه فرصت است: بینش‌هایی که هوش مصنوعی می‌توانست ظاهر شود اگر واقعاً کسب و کار شما را می‌شناخت. مالیات بریفینگ فقط اصطکاک روزانه است. مشکل سخت‌تر مشکلی است که شما نمی‌بینید: در طول زمان چه اتفاقی می‌افتد. موقعیت رقابتی شما تغییر می کند. نمایه مشتری ایده آل شما تغییر می کند. کتاب بازی شما به روز می شود. هوش مصنوعی شما هیچ یک از اینها را نمی داند. اینطور نیست که فراموش کرده باشد. خاطره ای از مکالمه دارد. فقط هیچ ارتباطی با تجارت پشت آن ندارد. برای تیم‌های GTM، به نظر می‌رسد که هوش مصنوعی اشتباه است. یک پروژه تغییر می کند، تیم شما تنظیم می کند، اما هوش مصنوعی همچنان از بافت قدیمی استفاده می کند. خروجی ها شروع به خاموش شدن می کنند. توصیه‌ها دیگر متناسب با اهداف شما نیستند. وقتی هوش مصنوعی شما به تصویر کامل متصل نیست، هرگز نمی تواند دانش کامل و پویایی را که برای ایجاد ارزش واقعی به آن نیاز دارد، توسعه دهد. یک ابزار می ماند. هرگز به یک هم تیمی قابل اعتماد تبدیل نمی شود. تیم های رشد به زمینه خاص خود نیاز دارند همه زمینه ها یکسان ایجاد نمی شوند. ابزارهای هوش مصنوعی شخصی مانند ChatGPT در حال ایجاد زمینه شخصی هستند: ترجیحات شما، تاریخچه مکالمه شما، سبک ارتباط شما. ابزارهای سازمانی مانند Glean در حال ایجاد زمینه سازمانی هستند: اسناد، ویکی‌ها و دانش سازمانی شما. در HubSpot، ما در حال ایجاد زمینه رشد هستیم: هوش مصنوعی غنی، با کیفیت بالا و درک دقیق نیاز دارد تا نتایج را در بازاریابی، فروش و موفقیت مشتری به ارمغان آورد. این یک مفهوم نیست ما در حال ایجاد زیرساخت واقعی هستیم که به این معنی است که هم این زمینه را برای مشتریان جذب کرده و هم حفظ می کنیم و در عین حال به آنها توانایی خود مدیریتی می دهیم. ما زمینه رشد را دارای پنج بعد می بینیم: زمینه کسب و کار همه چیز در مورد آنچه انجام می دهید، چگونه استرقابت کنید، و چه چیزی باعث می شود ارزش خرید داشته باشید. موقعیت محصول شما، تمایز شما، منطق قیمت گذاری شما، صدای برند شما. این زمینه‌ای است که باعث می‌شود هوش مصنوعی به جای اینکه شبیه سایر شرکت‌ها باشد، شبیه شرکت شما باشد. دسته شما گرفتن آن به چیزی بیش از آپلود یک سند برند نیاز دارد. این نیاز به سیستمی دارد که آن دانش را ساختار می دهد و آن را به طور خودکار در هر تعاملی به کار می گیرد. زمینه تیمی نحوه عملکرد افراد شماست. روش فروش شما، معیارهای صلاحیت شما، مسیرهای افزایش شما. نه نسخه‌ای که در اسناد ورودی شما وجود دارد، بلکه نسخه‌ای که بهترین نمایندگان شما واقعاً از آن استفاده می‌کنند. این همان چیزی است که یک هوش مصنوعی را که از یک اسکریپت پیروی می کند از یک اسکریپت که قضاوت واقعی را اعمال می کند جدا می کند. این نوع زمینه در هیچ زمینه CRM وجود ندارد. در ضبط تماس ها، یادداشت های معامله، و الگوها فقط در هزاران تعامل قابل مشاهده است. زمینه فرآیند چیزی است که گردش کار شما در عمل شبیه آن است. چه چیزی باعث دست اندازی می شود. آنچه یک معامله را در اولویت قرار می دهد. کمپین‌های شما چگونه ساخته می‌شوند و موفقیت هر کدام چگونه است. این همان چیزی است که به هوش مصنوعی اجازه می دهد تا اقدامی انجام دهد، نه اینکه فقط اطلاعات ارائه دهد. ساختن این در هوش مصنوعی مستلزم درک جریان های کاری واقعی شما است، نه فقط توصیف آنها، بنابراین سیستم می تواند به جای ارجاع به آنها، بر روی آنها عمل کند. زمینه مشتری، تاریخچه انباشته شده روابط شماست. هر حساب چه چیزی را خریده است، چرا آن را خریده است، اهداف آنها چیست، اصطکاک در کجا رخ داده است، گفتگوی منطقی بعدی باید چه باشد. این همان چیزی است که باعث می‌شود ارتباط به جای یک تماس سرد، شبیه یک مکالمه باشد. این سخت ترین دسته برای نگهداری است زیرا دائماً تغییر می کند. حفظ این جریان به صورت خودکار، در هر نقطه تماس، مشکل زیرساختی است که اکثر پلتفرم ها آن را حل نکرده اند. زمینه شبکه یک بعد زمینه رشد است که هیچ شرکتی به تنهایی نمی تواند آن را بسازد. HubSpot با بیش از 280000 شرکت کار می کند. این بدان معناست که ما شاهد روندهای گسترده ای در نحوه ورود تیم ها به بازار، نحوه عملکرد کمپین ها و نحوه خرید مشتریان هستیم، در مقیاسی که هیچ شرکتی به تنهایی نمی تواند آن را تکرار کند. این هوش جمعی به لایه‌ای از زمینه رشد تبدیل می‌شود که در دسترس هر شرکتی در پلتفرم است و آنچه را که هوش مصنوعی شما توصیه می‌کند قبل از اجرای یک کمپین شکل می‌دهد. سؤالات درست چگونه به نظر می رسند اگر در حال ارزیابی هوش مصنوعی برای تیم خود هستید، سؤالاتی که در واقع مهم هستند در مورد مدل نیستند. مدل ها به طور فزاینده ای کالایی می شوند. سوالات درست در مورد زمینه هستند. آیا می تواند تصویر کامل را بگیرد و روی آن عمل کند؟ نه فقط داده های ساختاریافته و بدون ساختار در CRM، بلکه استدلال، قضاوت و دانش نهادی که معمولاً در ذهن افراد زندگی می کند. آیا زمینه به طور خودکار حفظ می شود؟ یا اینکه تیم شما باید آن را به صورت دستی حفظ کند و سرمایه گذاری پلت فرم را به یک بار تعمیر و نگهداری تبدیل کند؟ آیا به طور خاص برای رشد ساخته شده است؟ یا این یک لایه دانش همه منظوره است که اتفاقاً شامل برخی از داده های مشتری می شود؟ آیا با گذشت زمان ترکیب می شود؟ یا آیا برای مرتبط ماندن نیاز به سرمایه گذاری مجدد دارد؟ به هر یک از این ها پاسخ «نه» بدهید، و هوش مصنوعی شما با کسب و کار شما کار نمی کند، روی نسخه ای از کسب و کار شما که دیگر وجود ندارد، عمل می کند. این مسابقه هوش مصنوعی واقعی است. شرکت هایی که زمینه رشد را به درستی دریافت می کنند، فقط از هوش مصنوعی بهتر استفاده نمی کنند. آنها هر بار که از آن استفاده می کنند جلوتر می روند.

You May Also Like

Enjoyed This Article?

Get weekly tips on growing your audience and monetizing your content — straight to your inbox.

No spam. Join 138,000+ creators. Unsubscribe anytime.

Create Your Free Bio Page

Join 138,000+ creators on Seemless.

Get Started Free